دانشجو آس پاس ، آسمون پلاس

امروز دفتر خاطرات دوران دانشجویی ام رو ورق میزدم و خاطره ای نسبتا قدیمی ام رو خوندم . اونو بازنویسی کردم تا دوستانم هم اونو بخونن اما بعد از باز نویسی نخواستم  پست بشه . آخه من دوست ندارم زیاد از خود بگم !  خلاصه  اینقد بزارم نزارم کردم که آخرش بزارم موفق شد :

                                                                                          ***
دکتر ع.ح. سردار
صدای تلفن بیدارم کرد . اصلا حوصله بیدارشدنو نداشتم ، چراغ خونه روشن مونده بود و مثل همیشه رو کتابهام خوابیده بودم . ساعت چهار صبح رو نشون میداد . با خودم گفتم : » برو بابا خدا روزیتو  یه جا دیگه حواله کنه ! کی حوصله داره کله سحر بیدار بشه اونم روز یکشنبه که روز تعطیلیه ! » صدای تلفن بعد از چند جیق و داد پی کارش رفت. تو خواب و بیداری چراغ رو خاموش کردم خواستم خودمو بندازم رو تخت که صدای درینگ درانگ تلفن دوباره بلند شد » شاید موضوع مهمی باشه » مست خواب ، گوشی رو برداشتم . یکی از دوستان تاجر بود .

– سلام آقای دکتر ! حال یکی از دوستان خیلی بده میشه بهش سر بزنید !

یارو با گفتن » آقای دکتر » منو خر کرد ! آخه دانشجو سال پنحم پزشکی که دکتر نمیشه . چون تو خارج بودم و دکتر همزبان نبود پاره ای از ایرانی ها و ترکیه ای ها به من زنگ میزدن تا راهنمائیشان کنم . آدرس بیمار رو گرفتم راهی خونه اش شدم . جلو خونه بیمار خواب از سرم پریده بود . اونو دیدم . آخ که بنده خدا چقدر رنج میکشید و بخود میپچید . از اون شرح حالش رو خواستم .

– درد یهو تو شکمم پیداش شد کمی درد هم دور بر کلیه دارم .  درد تو ناحیه پایینی راست شکم داره عزابم میده . چند  تا آسپرین و پروفن خوردم زیاد خوب نشد الان هم بدتر شده . اگه راه برم ، نفس عمیق بکشم  و سرفه یا عطسه بکنم ، درد بدتر میشه .

دما سنج رو برداشتم ۳۸ درجه بود . گوشی رو روی سینه اش گذاشتم صدای ریه اش نرمال بود اما قلبش کمی تند میزد . دست به شکم بیمار زدم درد کولیکی در اطراف ناف داشت . بیمار میگفت اشتها نداره و  تهوع و استفراغ داشته  . با انگشتم  سمت راست و پائين شکم  بیمار رو فشار داده و مدت کوتاهی نگه داشتم و بعد انگشتم را سریع برداشتم  وقتی انگشتم رو برداشتم لحظه ای درد بیمار بدتر شد . بیمار رو به پشت خواباندم و پای راستش رو مستقیم به بالا کشیدمُ ، اون در ناحیه  پائینی سمت راست شکم احساس درد داشت . ناحیه یک چهارم پائینی سمت چپ شکم رو لمس کردم ، این کارم منجر به احساس درد در ناحیه سمت راست بیمار شد .

از بیمار خواستم به پشت دراز بکشد. زانو و ران اونو به طرف شکم خم کردم و ساق پا را به سمت داخل و خارج شکم کشیدم ، اینکارم موجب ایجاد درد در شکم اون شد . از بیمار خواستم رو صندلی بشیند . کف یک دستم رو به پشت بیمار ، ناحیه ای که کلیه قرار داشت گذاشتم و با مشت به ارامی به پشت دستم ضربه زدم . بیمار در ناحیه چپ درد داشت . گلو بیمار نرمال بود .

به بیمار گفتم «سریع باید به بیمارستان بروی شاید نیاز به جراحی داشته باشی  . هیچ دارویی مصرف نکن چرا که ممکنه موجب خطا در تشخیص بشه . تو بیمارستان با انجام آزمایش خون و ادرار و  سونوگرافی شکم ، بیماری رو  تشخیص میدن ، سونوگرافی از کلیه ها هم همونجا صورت میگیره .  » . تشخیص خودم رو  به  بیمار گفتم .

                                                                        ***
چند ماهی گذشت . در یک جشن ایرانی ها حضور داشتم  . آقای تاجری که چندی پیش بخاطر بیماری همسایه اش به من زنگ زده  بود  پیشم اومد و ماجرای آن بیمار رو تعریف کرد :

– آقای سیاوشی رو بردیم به یه بیمارستانی که مال خارجی ها بود (بیمارستان یک کشور در کشوری دیگر جهت شهروندان خود و گاهی خارجی های دیگر) . تو بیمارستان با سونوگرافی چند سنگ در کلیه کشف شده . خواستن عملش کنن و سنگها رو وردارن که آقای سیاوشی ترجیح داد بره ایران عمل بشه ، خودتون که میدونین مخارجش اینجا دمار از روزگار یه خارجی در میاره  . همون روز بلیط هواپیما رو گرفته راهی ایران شد . وقتی به شهرستان میرسه مستقیم میره بیمارستان . حال اون خیلی بد بوده . بعد از آزمایش اونو بلافاصله میبرن اتاق عمل و سنگهای کلیه رو برمیدارن .

به فکر فرو رفته بودم و معاینه  آن سحرگاه را در خاطرم مرور میکردم که دوست تاجرم منو از فکر در آورد و ادامه داد :

چند روزی میگذره حال بیمار وخیم تر میشه و هر چی مسکن و سرم و آنتی بیوتیک میزنن حال آقای سیاوشی خوب نمیشه که هیچ بدتر هم میشه . یه پروفسور آشنا تو تهرون داشتن و اونو میبرن تهران تا پروفسوره  اونو معاینه کنه . پروفسوره بعد از معاینه کامل میگه درسته که شما سنگ کلیه داشتید اما علت درد شما چیز دیگه هستش . شما دچار  آپاندیسیت شدین . الان آپاندیس شما پاره شده  و عفونت به محفظه شکم انتشار  یافته . شما اصلا به این موضوع فکر کردید . سیاوشی رو به پروفسور میکنه و میگه :

من فکرش رو نمیکردم اما تو خارج که بودم یه دانشجو پزشکی منو معاینه کرد و گفت : «شما آپاندیسیت دارین ! » 

*******************

خاطره ای دیگر : » دخترک »

Posted on مه 23, 2010, in مطالب متنوع, کل مطالب. Bookmark the permalink. 23 دیدگاه.

  1. دکتر س. ابوترابی

    سنگ کليه
    سنگ کليه می تواند بدون علامت باشد تا زمانی که کليه را از کار بيندازد. يعنی ممکن است کليه سنگ بسازد، علائم هم ندهد و کسی هم متوجه نشود و در نهايت روزی کليه را نارسا کند. اما يکی از مهم ترين علائم سنگ کليه درد است. اين درد معمولا» شب ها شروع می شود و فرد را از خواب بيدار می کند. در واقع درد سنگ کليه شديد و غيرقابل تحمل است. خانم هايی که تجربه زايمان را داشته اند و بيمار سنگ کليه هم هستند، می گويند، درد زايمان قابل مقايسه با درد سنگ کليه نيست. واقعا» اين بيماران هنگام درد خيلی زجر می کشند. يکی ديگر از علائم سنگ، تغيير رنگ ادرار به صورت خونی يا رنگ چای شدن است. بعضی از بيماران سنگ کليه، با علامت عفونت مراجعه می کنند. در اين موارد، سنگ کليه جزو اورژانس های پزشکی است و بايد فورا» به آن رسيدگی شود.

    اندازه سنگ کليه با شدت علائم آن ارتباطی دارد؟

    خير، هيچ ارتباطی بين اندازه و علائم سنگ وجود ندارد.

    درد چه موقع ايجاد می شود؟

    معمولا» سنگ وقتی می خواهد دفع بشود، درد ايجاد می کند و وقتی جايش ثابت شد، درد از بين می رود، به عبارتی وقتی درد سنگ کليه از بين رفت، مفهومش دفع سنگ نيست. يعنی وقتی درد شروع شد و بعد تسکين پيدا کرد، بايد تکليف سنگ مشخص شود و نبايد بيمار فکر کند که چون ديگر درد ندارد پس همه چيز خوب شد و سنگ از بين رفت. بايد به کمک سونوگرافی و عکس راديولوژی مخصوص کليه و مجاری ادرار، اين سنگ پيگيری شود و اگر پيدا نشد آن وقت بگوييم که سنگ افتاده است و يک نفس راحت بکشيم .

    همانطور که خودتان گفتيد، برخی سنگ های کليه علامت ندارند، با اين حساب افرادی که هيچ علامتی ندارند، از کجا بفهمند که سنگ کليه دارند؟

    تشخيص سنگ کليه در کسانی که تاکنون سنگ کليه نداشته اند، هيچ علامتی هم ندارند، کمی مشکل است. از طرفی نمی توان به تمام افراد جامعه هم توصيه کرد که بروند و سونوگرافی و راديولوژی بشوند، چرا که احتمال دارد سنگ کليه داشته باشند. بنابراين ما توصيه می کنيم در کسانی که ممکن است کليه سنگ ساز داشته باشند و دلايلی به نفع سنگ کليه در آنها وجود دارد، بررسی های لازم صورت گيرد، مثلا» کسانی که در فاميل درجه يکشان سابقه سنگ کليه وجود دارد، هر سال يا هر دو سال يکبار، برای اين بررسی ها به پزشک مراجعه کنند. افرادی هم که خودشان سابقه سنگ کليه دارند، بايد سالی يکبار تحت سونوگرافی و بررسی های لازم قرار بگيرند.

    چرا کليه بعضی از افراد سنگ ساز است؟

    اينکه چرا سنگ کليه ايجاد می شود؟ چرا در يک کليه بيشتر از ديگری سنگ توليد می شود؟ چرا بعضی بيشتر و بعضی کمتر سنگ کليه دارند؟ سئوالاتی هستند که هنوز بطور مشخص جواب آنها پيدا نشده است. اما در اين زمينه نظريه هايی وجود دارد. مثلا» اگر غلظت مواد داخل ادرار زياد شود، می تواند زمينه ساز سنگ کليه شود يا در برخی موارد زمينه های ارثی برای تشکيل سنگ مطرح است که استعداد فرد را در ابتلا به سنگ کليه افزايش می دهد.

    سنگ چگونه تشکيل می شود؟

    وقتی غلظت موادی در داخل يک محلول بيش از حد شود، در نهايت به حالت فوق اشباع در می آيند و به کريستال تبديل شده و رسوب می کنند، مثل اتفاقی که موقع توليد نبات رخ می دهد. نبات رابا همين روش توليد می کنند. ابتدا محلول شکر و آب را غليظ می کنند، و سپس داخل اين محلول غليظ نخ آويزان می کنند تا کريستال های شکر دور اين نخ جمع شوند و نبات توليد شود. اين همان اتفاقی است که هنگام تشکيل سنگ کليه می افتد. وقتی غلظت مواد در ادرار زياد شود، زمينه تشکيل هسته سنگ در ادرار فراهم می شود. وقتی هم که اين هسته اوليه ايجاد شد، ساير مواد دور اين هسته رسوب می کنند و سنگ بزرگ می شود.

    جنس اين سنگ ها معمولا» چيست؟

    شايع ترين نوع سنگ کليه ، سنگ های کلسيمی هستند. شايد حدود 80 تا 85 درصد از انواع سنگ های کليوی سنگ های کلسيمی هستند. اين سنگ های کلسيمی هم عموما» به صورت نمک های کلسيم هستند. يعنی مثلا» اگزالات کلسيم يا فسفات کلسيم، بعد از سنگ های کلسيمی، سنگ های عفونی، اسيد اوريکی و ساير انواع سنگ ها شيوع دارند. ولی اکثر افرادی که گرفتار سنگ کليه می شوند، در واقع گرفتار سنگهای کلسيمی هستند.

    اين کلسيمی که در کليه غلظتش بالا می رود و سنگ می شود، از کجا می آيد؟

    اين کلسيم ممکن است ، بيش از حد از روده جذب شود. ببينيد ، ما در طول روز حدود هزار ميلی گرم کلسيم مصرف می کنيم که از اين مقدار چيزی حدود يک سومش جذب می شود. اگر اين ميزان جذب به هر دليلی افزايش يابد، مثلا» ميزان کلسيمی که مصرف می کنيم، زياد باشد،می تواند باعث تشکيل سنگ شود. ممکن است، ميزان کلسيمی که از طريق کليه دفع می شود، به دليل يک بيماری افزايش يابد. البته اين بيماری ها عموما» بيماری های مربوط به استخوان و هورمون های مربوط به آن هستند. مثلا» در بيماری هيپرپاراتيروئيدی ، برداشت کلسيم از استخوان ها افزايش می يابد و می رود که از کليه دفع شود و تبعا» غلظتش در ادرار افزايش يافته و باعث تشکيل سنگ می شود. در بعضی از موارد هم کلسيمی که به کليه می رسد زياد نيست ولی خود کليه به دليل مشکلی که دارد، بيش از حد کلسيم را دفع می کند. ماجرا از اين قرار است: حدود 95 درصد کلسيمی که در ابتدای واحدهای کليوی وارد ادرار می شود، دوباره در کليه باز جذب می شود. اگر کليه ای نتواند اين 95درصد کلسيم را باز جذب کند، مسلما» غلظت کلسيم ادرار بالا می رود و زمينه ساز تشکيل سنگ می شود.

    به اين ترتيب، کسانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد مصرف مواد غذايی کلسيم دار را کم کنند؟

    نخير! تفکری که می گويد کسانی که کليه سنگ ساز دارند. نبايد لبنيات بخورند، کاملا» غلط است. چون اولا برخی افراد هستند که بدنشان به کلسيم اضافه نياز دارد. مثلا» زنان باردار و کسانی که دچار پوکی استخوان هستند. ثانيا» در برخی موارد سنگ کليه ، ما به بيمار توصيه مي كنيم كه بيشتر كلسيم مصرف كند. مثلا» در سنگ های اگزالات کلسيم، اگر شما کلسيم بيشتری مصرف کنيد، اين کلسيم در روده به اگزالات متصل می شود و اصلا» از روده جذب نمی شود و به اين ترتيب ، يون اگزالات که افزايش آن در ادرار باعث تشکيل اگزالات کلسيم در کليه شده و رسوب می کرد و سنگ اگزالات کلسيمی تشکيل می داد، اصلا» وارد بدن نمی شود.

    پس بيمارانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد از چه غذاهايی پرهيز کنند؟

    تقريبا» تنها چيزی که ما توصيه می کنيم که بيماران سنگ کليه از آن پرهيز کنند، نمک است . ببينيد، يکی از مواد غذايی که باعث توليد سنگ می شود، نمک است. البته ما سنگ نمک که نداريم ولی نمک عاملی است که به ساخته شدن سنگ های کلسيمی کمک می کند. نمکی که از روده جذب می شود، از طريق کليه بايد دفع شود. اما مشکل همين جاست چرا که وقتی نمک می خواهد از کليه را وارد ادرار شود، با خودش کلسيم را وارد ادرار می کند و به اين ترتيب غلظت کلسيم ادرار افزايش می يابد. بنابراين همان نمکی که هنگام پختن غذا به آن زده می شود کافی است و افرادی که کليه سنگ ساز دارند، نبايد سرسفره به غذايشان نمک بزنند و مواد شور مثل خيار شور را مصرف نکنند.

    کسانی که کليه سنگ ساز دارند، بايد چه مواد غذايی را بيشتر مصرف کنند؟

    در ابتدا گفتيم که اگر غلظت مواد در ادرار زياد شود، زمينه های تشکيل سنگ کليه فراهم می شود. حالا می گوييم که برای جلوگيری از تشکيل سنگ بايد اين غلظت مواد را کم کنيم. به عبارتی بايد ادرار را تا می توانيم، رقيق کنيم. يعنی فردی که کليه سنگ ساز دارد، بايد آب و مايعات زيادی مصرف کند.

    چقدر بايد آب و مايعات مصرف کرد؟

    چقدر آب خوردن مهم نيست . چقدر ادرار داشتن مهم است. ممکن است فردی در محيطی گرم زندگی کند يا فعاليت روزانه اش زياد باشد، روزی 5 تا پارچ هم آب بخورد ، ولی باز کافی نباشد. چون همه اين 8 ليوان آبی که می خورد، عرق می شود و چيزی از آن به ادرار نمی رسد تا رقيق شود. اين فايده ای برای پيشگيری از سنگ کليه ندارد. برای همين بايد ملاک، ميزان ادرار باشد نه ميزان آبی که فرد می خورد. ما به بيماران توصيه می کنيم آنقدری آب بخورند که روزانه بيش از 2 ليتر ادرار داشته باشند. يا بعبارتی در طول خواب شبانه يک بار برای ادرار کردن به دستشويی بروند. بيماری که کليه سنگ ساز دارد، اگر احساس تشنگی کند و بعد آب بخورد، از قافله عقب مانده است. يعنی چنين بيمارانی نبايد هيچ وقت احساس تشنگی کنند و هميشه قبل از احساس تشنگی آب بخورند. اين بيماران بايد شب ها هنگام خواب يک ليوان بالای سرشان باشد، موقع کار روی ميزشان يک ليوان آب باشد . يعنی برای دسترسی به آب نبايد بيمار مشکلی داشته باشد.

    اينکه برخی بيماران آب چشمه خاصی را مصرف می کنند، يا فقط آب معدنی می خورند، کار درستی است؟

    اين سئوال شايعی در بين بيماران مبتلا به سنگ کليه است . اما ما اصلا» به چنين سئوالی اعتقاد نداريم. مگر تمام افرادی که از آب شهر استفاده می کنند، سنگ کليه توليد کرده اند که حالا اين بيماران آب شهر را استفاده نکنند. تازه برعکس وقتی بيماران خودشان را به يک نوع آب خاص مثلا» آب فلان چشمه محدود می کنند، وقتی به آن آب دسترسی ندارند، کمتر آب می نوشند و همين می تواند زمينه ساز توليد سنگ شود. اما اصل مصرف اب نوع آن نيست، بلکه حجم و مقدار آن است که بايد زياد باشد. آب هندوانه و ماءالشعير و از اين قبيل درمان های سنتی هم اشکالی ندارند ولی آنها هم اصولا» از طريق افزايش حجم ادرار از سنگ سازی کليه جلوگيری می کنند. ما توصيه می کنيم ، بيماران هر داروی سنتی که سهل الوصول است، خيلی هم گران نيست، ضرری هم ندارد و مورد تائيد پزشکان است مصرف کنند، ولی در کنارش آب و مايعات زيادی بخورند.

    اگر کسی زياد آب بخورد و سنگ کليه اش دفع شود، چه بايد بکند؟

    اگر کسی سنگش را انداخت دليل نمی شود که همين حالا سنگی در کليه اش وجود نداشته باشد. چنين بيماری وقتی به ما مراجعه می کند، اگر درد داشته باشد، با مسکن دردش را ساکت می کنيم و بعد بررسی های خودمان را شروع می کنيم . معمولا» اين بررسی ها شامل عکس KUB و سونوگرافی کليه است. سپس بر اساس يافته های اين بررسی اوليه تصميم می گيريم. برای بيمارمان چه کار بکنيم. يعنی بر اساس جنس، اندازه و محل سنگ کليه تصميم می گيريم که برای بيمار چه روش درمانی اتخاذ کنيم. اما يک نکته مهم را بايد در مورد درمان سنگ کليه بگويم و آن اين که تقريبا» امروزه ديگر جراحی باز کليه در درمان سنگ کليه لزومی ندارد مگر در موارد بسيار خاص که خيلی هم نادر هستند. يعنی در حال حاضر در همين کشور خودمان به راحتی می توان سنگ های کليه را با روش هايی مثل سنگ شکن و جراحی مختصر يا همان PCN درمان کرد. توصيه من به تمام بيماران سنگ کليه اين است که اگر جراحی به آنها گفت که بايد برای درمان سنگشان جراحی باز کليه شوند، حتما» با يکی دو جراح کليه و مجاری ادرار ديگر هم در اين مورد مشورت کنند.

  2. آپاندیسیت‌

    آپاندیسیت‌ عبارت‌ است‌ از التهاب‌ زایده‌ کرمی‌ شکل‌ آپاندیس‌ که‌ از اولین‌ قسمت‌ روده‌ بزرگ‌ به‌ نام‌ سکوم‌ منشاء می‌گیرد. آپاندیس‌ هیچ‌ کار شناخته‌شده‌ای‌ ندارد، ولی‌ باعث‌ بیماری‌ می‌شود. هر ساله‌ از هر 500 نفر جمعیت‌ یک‌ نفر دچار آپاندیسیت‌ می‌شود. علایم‌ آپاندیسیت‌ بسیار متغیر هستند. در مورد هر فردی‌ که‌ درد شکمی‌ تشخیص‌ داده‌ نشده‌ دارد، آپاندیسیت‌ حتماً باید مدنظر باشد. این‌ بیماری‌ در هر سنی‌ می‌تواند رخ‌ دهد (در مردان‌ بیشتر از زنان‌)، اما در کودکان‌ زیر 2 سال‌ نادر است‌. حداکثر بروز بیماری‌ در سنین‌ 24-15 سالگی‌ است‌.

    علایم‌ شایع‌
    دردی‌ که‌ از نزدیک‌ ناف‌ شروع‌ می‌شود و تدریجاً به‌ قسمت‌ تحتانی‌ شکم‌ در سمت‌ راست‌ نقل‌ مکان‌ می‌کند. درد کم‌کم‌ مداوم‌ می‌شود و از حالت‌ مبهم‌ به‌ صورت‌ کاملاً مشخص‌ در می‌آید بطوری‌ که‌ مکان‌ آن‌ دقیق‌تر توسط‌ بیمار نشان‌ داده‌ می‌شود. درد با حرکت‌، تنفس‌ عمیق‌، سرفه‌، عطسه‌، راه‌ رفتن‌، یا لمس‌، بدتر می‌شود.
    تهوع‌ و گاهی‌ استفراغ‌
    یبوست‌ و ناتوانی‌ در دفع‌ گاز
    اسهال‌ (گاهی‌)
    تب‌ کم‌ شدت‌، که‌ پس‌ از سایر علایم‌ آغاز می‌گردد.
    تشدید درد به‌ هنگام‌ لمس‌ ناحیه‌ تحتانی‌ شکم‌ در سمت‌ راست‌، معمولاً در نقطه‌ای‌ حدود یک‌ سوم‌ مسیر ناف‌ به‌ برجستگی‌ بالایی‌ استخوان‌ لگن‌. (توجه‌ داشته‌ باشید که‌ این‌ توصیف‌ فقط‌ زمانی‌ صدق‌ می‌کند که‌ آپاندیس‌ در جای‌ طبیعی‌ خود باشد. در بعضی‌ موارد، نوک‌ آپاندیس‌ در جای‌ دیگر واقع‌ شده‌ است‌، که‌ این‌ باعث‌ مشکل‌ شدن‌ تشخیص‌ می‌شود)
    تورم‌ شکم‌ (در مراحل‌ انتهایی‌)
    افزایش‌ تعداد گلبولهای‌ سفید خون‌
    عوارض‌ احتمالی‌

    پاره‌ شدن‌ آپاندیس‌، تشکیل‌ آبسه‌، و پریتونیت. این‌ عوارض‌ در افراد مسن‌تر بیشتر دیده‌ می‌شود.
    عدم‌ تشخیص‌ درست‌، به‌ علت‌ کم‌ بودن‌ یا نامعمول‌ بودن‌ علایم‌، به‌ خصوص‌ در سنین‌ خیلی‌ پایین‌ یا خیلی‌ بالا
    تشکیل‌ آبسه‌

    علل‌
    عفونت‌ به‌ دلیل‌ نامشخص‌، معمولاً توسط‌ باکتری‌های‌ موجود در لوله‌ گوارش‌. آپاندیس‌ ممکن‌ است‌ توسط‌ محتویات‌ در حال‌ عبور در لوله‌ گوارشی‌ یا یک‌ رشته‌ بافتی‌ غیرطبیعی‌ که‌ از بیرون‌ به‌ آن‌ فشار وارد می‌آورد، مسدود شود. زمانی‌ که‌ آپاندیس‌ عفونی‌ می‌شود، متورم‌ و ملتهب‌ گشته‌ و از چرک‌ پر می‌شود. آلودگی‌ با کرم‌های‌ حلقوی‌، یا عفونت‌ ویروسی‌ دستگاه‌ گوارش،‌ عوامل تشدید کننده بیماری هستند.

    درمان‌
    معمولاً با جراحی‌ قابل‌ درمان‌ است‌. اگر درمان‌ نشود، پاره‌ شدن‌ آپاندیس‌ مرگبار خواهد بود.
    امکان‌ دارد آزمایش‌ خون‌ (افزایش‌ تعداد گلبولهای‌ سفید خون‌) و آزمایش‌ ادرار (برای‌ رد عفونت ادراری‌) انجام‌ شوند. عفونت‌ ادراری‌ ممکن‌ است‌ علایمی‌ شبیه‌ آپاندیسیت‌ داشته‌ باشد.
    زمانی‌ که‌ تشخیص‌ هنوز قطعی‌ نیست‌، هر دو ساعت‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ را با دماسنج‌ مقعدی‌ اندازه‌گیری‌ و ثبت‌ نمایید.
    جراحی‌ برای‌ برداشتن‌ آپاندیس‌ (آپاندکتومی‌). از آنجایی‌ که‌ تشخیص‌ آپاندیسیت‌ مشکل‌ است‌، اغلب‌ تا زمانی‌ که‌ تشخیص‌ قطعی‌ داده‌ نشود، دست‌ به‌ جراحی‌ زده‌ نمی‌شود.
    اگر آبسه‌ تشکیل‌ شود، امکان‌ دارد جراحی‌ به‌ تعویق‌ افتد تا زمانی‌ که‌ آبسه‌ تخلیه‌ شود و فرصت‌ برای‌ التیام‌ آن‌ باشد.

    هرگز از داروی‌ مسهل‌، تنقیه‌، یا داروی‌ ضددرد استفاده‌ نکنید.
    داروهای‌ مسهل‌ می‌توانند باعث‌ پارگی‌ آپاندیس‌ شوند، و داروهای‌ تخفیف‌ دهنده‌ درد یا تب‌ نیز باعث‌ مشکل‌تر شدن‌ تشخیص‌ می‌شوند.
    داروهای‌ ضددرد پس‌ از جراحی‌ تجویز می‌شوند.
    اگر عفونت وجود داشته‌ باشد آنتی بیوتیک نیز تجویز می‌شود.
    امکان‌ دارد نرم‌کننده‌های‌ مدفوع‌ برای‌ جلوگیری‌ از یبوست‌ توصیه‌ شوند.

    تا وقت‌ عمل‌ در تخت‌ یا صندلی‌ استراحت‌ کنید. پس‌ از عمل‌، تدریجاً فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های‌ عادی‌ خود را از سر گیرید.
    تا زمانی‌ که‌ آپاندیسیت‌ تشخیص‌ داده‌ نشده‌ است‌ از خوردن‌ و آشامیدن‌ بپرهیزید. وقتی‌ که‌ معده خالی‌ باشد، بیهوشی‌ برای‌ عمل‌ جراحی‌ بسیار بی‌خطرتر خواهد بود. اگر خیلی‌ تشنه‌ هستید، دهان‌ خود را با آب‌ بشویید.
    پس‌ از عمل‌، ابتدا رژیم‌ مایعات‌ و به‌ تدریج‌ رژیم‌ جامدات‌ آغاز می‌شود.
    اگر یکی‌ از موارد تب‌ مساوی‌ یا بیش‌ از 9/38 درجه‌ سانتیگراد، استفراغ‌ مداوم‌، افزایش‌ درد شکمی‌، غش‌، وجود خون در مدفوع‌ یا محتویات‌ استفراغ‌ شده‌ و منگی‌ یا سردرد قبل‌ یا پس‌ از جراحی‌ رخ‌ دهد، حتما به پزشک مراجعه نمایید.

  3. چه جالب تشخیص من وشما یکی شد:دی واقعا آفرین داره خیلی دقیق وباحوصله معاینه کردینا.من بودم با دو سه معاینه تشخیص می دادم!(آیکون خجالت) اون پای مریض رو مستقیم بالا کشیدین برای چی بود؟چرا به سال پنجمی ها دکتر نمی گن؟می گنا!

    • دکتر سردار

      سلام دکتر عزیز
      مستقیم بالا کشیدین پای بیمار و احساس درد در ناحیه پائینی سمت راست شکم نیز میتواند از علائم آپاندیسیت باشد .
      من میدونم تو ایران به دانشجو پزشکی میگن دکتر . در دوره ما تو ایران از روزی که در روزنامه ها نتیجه کنکور رو اعلام میکردن و اگر کسی در پزشکی قبول میشد به اون میگفتن دکتر . اما نه در کشوری که من تحصیل کردم . شاید تعداد کمی بگن اما نه همه . تازه بعضی ها میگن : دانشجو آس پاس ، آسمون پلاس

  4. عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  5. salam khatereye jalebi bod bazam az khaterateton bezarin..
    vaganam to iran termaye aval ro ham ke pezeshki mikhonan hamchin doctor hamdigaro seda mikonan ke engar madrakeshono gereftan ba koliii etelaat..
    valii vagan shoma daneshjoye ba malomati bodin ke tashkhiseton dorost bod…khosh behaleton kash manam ye nurse ba malomati sham…

    • دکتر سردار

      نفس عزیز تشخیص آپاندیسیت کار چندان مشگلی نیست . مشگل تنها وقتی پدید میاد که با عارضه دیگر توام گردد . در بیمار قصه من نیز چنین بوده چون بیمار ما سنگ داشته ، همه دیده ها به آن تمرکز پیدا کرده . چون بیمار مسکن مصرف کرده و لابد هنگام سفر به ایران هم مصرف کرده لذا با آن مسکن ها ، بیماری اصلی میتوانسته استتار بشه .
      من فکر نکنم شاهکار کرده باشم ولی به خاطر اینکه یک دانشجو آن تشخیص را داده برایم با ارزش است .
      منظور از این پست ، تعریف از خود نبود .
      امیدوارم پرستار با تجربه ای گردید .

  6. سلام و درود آقای دکتر.
    تشریف فرمایی شما باعث افتخار بنده شد.
    مثل این که پزشکی ایران پیشرفته تر از خارج بوده. و همین طور دانشجوی پزشکی ایرانی بهتر از پزشک خارجی. حالا کدوم کشور بود؟
    جالب بود.
    همیشه یرفراز باشید. تا ابد پاینده مانید .

    • دکتر سردار

      سلام دوست گرامی . اول از همه خدمتان عرض کنم که من یک نابغه نیستم و عین حقیقت را بگم : باید قدر پزشکان ایرانی رو بدونین واقعا معلومات خوبی دارند . دانشجویان پزشکی ایرانی الحق که زحمت میکشن . نمیخوام نظام پزشکی دو کشور را مقایسه کنم و یک بیمارستان را با یک خطا زیر علامت سئوال ببرم چرا که بحثی طولانی است . این موضوع هم قابل توجه است که در کشورهای پیشرفته کار پزشکان بدون تکنولوژی پزشکی کمی دشوار است .

  7. سلام
    منم که داشتم میخوندم با خودم گفتم آپاندیسیت داره!!:دی
    خیلی جالب بود…

  8. دکتر خسرو

    هم خاطره و هم اموزش پزشکی ! کارتان حرف نداره دکتر . روش خوبیه .

  9. آیا خبر داشتید که آس پاس نام دهستانی است که در تقسیمات کشوری متعلق به بخش سده شهرستان اقلید در استان فارس می‌باشد.

  10. با درود به همکار خوبم
    بسیار سخت میشود که یک بیماری با بیماری دیگر همراه شود ولی بهر حال نباید یکی را فراموش کرد شما تشخیصتان را دادید شوربختانه همان ها که خود دانشحو بودند و امروز دستیار فراموش میکنند که دانشحوی خوب و با هوش هم داریم کهبه اندازه یک دستیار سال یک و یا دو مبفهمد برای همین با پشتیبانی دستگاه مسیر دیگری میروند و یک تشخیص را رها میکنند شاید میگویند دانشحو بوده بلد نبوده و یا ما با دستگاه و لابور بهتر تشخیص میدهیم
    بهر روی تشخیص همیشه اسان نیست بیماری داشتم با دل درد که حمله قلبی داشت و باورکنید هیح کدام ار نشانهای کتاب درسی را هم نداشت شانس اوردم در بیمارستان هر بیماری را ما الکترو گاردیوگرم و لابور کنترل میکنیم وگرنه در کلینک اان اگر بودم من با یک داروی درد او را به خانه روان میکردم
    شاد باشید و تندرسن و بهروز
    در ضمن نمیشود پندی داد ما ایرانی ها زود به حساب تعریف میگذاریم و تنها نوشته را میخوانیم که حال بگیریم انوقت انتظار پیشرفت داریم

    • دکتر سردار

      همکار خوبم کاملا با نظراتتان موافقم .
      در مورد حمله قلبی خیلی نادری که گفتید واقعا تشخیص بدون الکتروکاردیو گرام خیلی سخته . غالبا با زخم معده اشتباه گرفته میشود . دو نمونه آنرا در دفتر خاطرات دوران دانشجویی دارم که در یکی از آنها تنها در مورگ توسط پزشکی قانونی بیماری تشخیص داده شد !
      کامیاب باشید .

  11. آقای دکتر؛ این خاطرات‌تون رو بیش‌تر بگذارین که خوش‌مون اومده!

  12. سلام دکتر جان خدا قوت

    قرآن آنلاین

    (تلاوت قرآن + نمایش آیات در حال تلاوت + ترجمه هم زمان به 7 زبان )

    اغنیة الحروف العربیة = آموزش الفبای عربی با سرود زیبا به صورت آنلاین

    در پست ویژه ی شذرات[گل][بدرود]

  13. my warmest regard to my dear friend Dr.Serdar
    i believe a good doctor does not rely only on what have learned in the book but to the sense of being a good problem solver ,,, what is appreciated and significant here which is written in your memoir, is without any equipment to the best of your knowledge, he diagnosed correctly
    all the best in your profession

    • دکتر سردار Dr. Serdar

      My dear friend Mojgan, diagnosis is sometime a complicated process, as you know the sickness may cause other complications that require to be diagnosed and it is vital to properly diagnose and treat these complications. On the other hand, sometimes the illness is actually caused by another ailment. This original disease is in fact the real disease, and the primary sickness is similar to a symptom. In my history it seems at times the diagnosis of appendicitis can be difficult but I believe any health provider must for all time maintaining a high index of doubt in every case of abdominal problems, particularly with an uncommon type of disease. Enjoy your time

  14. عشق با دوري و نزديکي در نوسان است.اگر دوري به طول انجامد ضعيف مي شود، اگر تمام دوام يابد به ابتذال مي کشد و تنها با بيم و اميد و تزلزل و اضطراب و » ديدار و پرهيز» زنده و نيرومند مي ماند. اما دوست داشتن با اين حالات ناآشناست.

    (پیام خصوصی ارسال کردم)

  15. engar hame tashkhis dadan ke apandis bod….vagan pezeshkaye iranii mojarabtarin va behtarin pezeshkanand…

  16. سلام دکتر عزیز ارما الله قوات ممنون بابت مطالب مفیدت و همیشه شاد و پیروز باشی
    دکتر عزیز من دنبال رژیم غذایی مناسب برای لاغر شدن میگردم از مطالب قبلیتون استفاده کردم در صورت امکان رژیم مناسبی برام بگین .من 96 کیلو و 25 ساله هستم. ممنون

  17. سلام دکتر جان
    همه نظر دادن گفتم منم یه نظر بدم یاد خاطره های قدیم بکنم تا با دوستان صفایی بکنیم.
    احوالاتت چصوره دوست من البته شما جای پدر بنده هستین وهمیشه شما رو به اندازه پدری که عمرش رو به شما داده دوست داشتم ودارم.
    خدا همیشه شما رو بالا سر خانواده تون نگهداره.
    خوشحال شدم.
    میگم چطوره این نوشته ها و خاطراتت رو یه مجموعه کنی ویه جایی ثبت کنی.واقعا خاطرات جالبی داری.
    خب موفق باشی دوست من.🙂

  18. سلام
    من دانشجوی پزشکی نیستم
    اما به خاطره علاقه زیادی که به پزشکی دارم کتاب هاریسون رو مطالعه می کنم اوایل خیلی برام سخت بود حتی گاهی مجبور می شدم 7_8 بار یه صفحه رو بخونم تا بفهمم … ولی الان خیلی خوشحالم که من هم تونستم تشخیص درست بدم ….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: