روح و جسم متناقض در افراد ترانس سکشوال (TS)

سئوال یک دوست transsexual

با سلام به دکتر ع. ح. سردار . پسری هستم 23 ساله از زمان کودکی یعنی از سن 4 سالگی شدیدا” علاقه به پوشیدن لباسهای زنانه داشتم و این کار را مدام انجام میدادم که البته در آن زمان خانواده نیز زیاد به این موضوع حساسیت نشان نمیدادند.هر روز که بزرگتر میشدم این حس در من نیز بشتر میشد که آرزو میکردم که دختر بودم.وقتی که به 18 سالگی رسیدم همچنان لباسهای زنانه میپوشیدم البته این بار به دور از چشم خانواده که از این کار لذتی بسیار بیشتر از کودکی میبردم.البته خانوداه نیز متوجه این موضوع شده بودند و دائما” با من درگیر بودند و الان هم مدام مرا تحقیر میکنند و همش میگن خدا زودتر مرگت بده آخه گناه من چیه که من اینجوری به دنیا اومدم؟خواهش میکنم که جواب مرا بدهید و بگویید علت این که اینقدر شدید به پوشیدن لباس زنانه علاقه دارم چیست؟؟خواهشا” اسم بیماریم را نیز بگویید؟؟ و بگویید آیا درمانی نیز دارد که بتوانم تبدیل به یک مرد شوم؟؟؟

سئوال دوست دیگر :

سلام من (…) هستم و 19 سال سن دارم سوالی داشتم و امیدوارم جوابی منطقی از شما بگیرم دکتر من از دختر بودنم متنفرم چند بار بخاطره جنسیت دختریم خود کشی کردم دوست ندارم دختر باشم دختر ها رو به چشم پسری می بینم حالا هم عاشق شدم عاشق یه دختر می خواهم تغییر جنسیت بدهم و با هاش ازدواج کنم اگه تغییر جنسیت ندهم باید برم بمیرم اگه تغییر جنسیت ندهم به نظر خودم کثیف ترین ادم دنیا می شم اما نمی دونم چه جوری باید این کارو کنم یا کجا باید برم اگه می تونید کمکم کنید .

جواب :

دوستان خوبم شما نیاز به مشاوره با یک سکسولوژیست و در مراتب بعدی بامتخصص غدد درون ریز و روانشناس دارید و در صورتی که آنها صلاح دیدند میتوانید با مسئول زیربط در سازمان بهزیستی مشاوره نمائید . قبل از مراجعه به آنها مطالب اینترنتی ذیل را بخوانید و نظرات خود را به من ارسال دارید .

هویت هر انسانی از چندین بخش تشکیل شده است؛هویت اجتماعی،٬ هویت قومی،٬ملی٬،سیاسی و ….هویت جنسی هم بخشی از هویت فرد است.مرکز اصلی بدن که تعریف انسان از هویت خود-از جمله هویت جنسی -را بر عهده دارد٬در مغز واقع شده است.

TS مخفف ترانس سکشوال، یا اختلال هویت جنسی است. به بیان دیگر فرد مبتلا به TS دچار اختلال نسبت به جنس خود می شود، یعنی روح و روان فرد با ظاهر جسمی فرد در تعارض است. مثلاً شاید فرد از لحاظ جسمی یک پسر باشد اما از لحاظ روحی، روانی، تمایلات و تفکرات، یک دختر محسوب شود، یا بالعکس این قضیه، برای همین TS یک بیماری روانی است. ترانس سکشوال ها در طول حیات خود دائماً از جنسیت بیولوژیک خود ناراضی هستند و تمایل و اصرار تعلق به جنس مخالف خود را دارند و برای همین پیوسته درصدد کسب خصوصیات ظاهری جنس مخالف خود و رهایی از خصوصیات جنسی خود هستند،

ترانس سکشوال فردی است که تناسب بین معادله ی بین آلت تناسلی و جنسیت خود را قبول ندارد و تضادی بین این دو می بیند.به زبان ساده تر٬آن بخش از مغز انسان ترانس سکشوال که به هویت جنسی مربوط می شود و آن را تبیین می کند٬در تضادی کامل با ساختار فیزیکی بدن و شکل و شمایل آلت جنسی او قرار دارد.این تضاد به این گونه نیست که فرد خودش تصمیم بگیرد-یا فکر کند-که ترانس سکشوال است.و از جنبه ی روانی خیلی عمیق تر از این هاست.به عبارت دیگر٬یک ترانس سکشوال از جهت نگاه به خود و به هویت و جنسیت خود٬براین باور است که فیزیک او (بدن٬،تن، و آلت تناسلی)با درونش(روح٬،جان و روان او)همخوانی ندارد.یک« ترانس سکشوال با ظاهر مردانه»بر این باور است که او وجوداً یک زن است٬اما «اشتباهی»در بدن یک مرد زاده شده.و یک «ترانس سکشوال با ظاهر زنانه»هم فکر می کند که او روحاً و باطناً یک مرد است و اشتباهاً در یک جسم زنانه گنجانده شده است.فرد ترانس سکشوال از این دوگانگی درون و بیرون خود رنج می برد و می خواهد هر چه زودتر روان خود را از این جسمی که به وی تعلق ندارد نجات دهد٬ پس با خوردن داروها و قرص های هورمونی سعی می کند جسم خود را به شکلی تغییر دهد که هر چه بیشتر با درونش همخونی داشته باشد.اما او زمانی به آزادی و رهایی کامل می رسد که با عمل جراحی تغییر جنسیت بدهد و خود را از شر آلت تناسلی ای که با آن احساس بیگانگی می کند رهایی بخشد.چرا که تفاوت بیت آلت جنسی فرد و جنسیت و هویت جنسی او ٬به یک تضاد عمیق ذهنی تبدیل می شود که از جهت روحی و روانی عواقب ناگواری بر او دارد.لذا او می خواهد هر چه زودتر خود را از این گرفتاری و مخمصه نجات دهد.

چنین فردی معمولاً از همان سنین کودکی(پنج تا ده سالگی)متوجه اختلاف و تضاد گفته شده می شود٬اما به صورت گنگ و نامفهوم. و شاید در همان سنین کودکی٬صادقانه و براساس شناخت و درک خودش حرکات و اداها و رفتارهای آن جنسی  را در پیش بگیرد که از نظر ذهن و روان،٬خود را تعریف می کند٬(نه آنطور که ساختمان ظاهری بدنش نشان می دهد). اما والدین و یا اطرافیان آنرا نامناسب و حتی عجیب می بینند.مثلا اگر این کودک از نظر شکل آلت تناسلی پسر باشد٬به پوشیدن لباس دخترانه رو می آورد(اگر خواهر نداشته باشد٬ به لباس مادر رو می آورد)والبته گاهی بعضی خانواده ها هم با یک شوخی از کنارآن می گذرند که «بچه» است و نمی فهمد.البته این را همین جا باید اضافه کنیم که برخلاف تصور رایج٬ ،هر کودکی که در سنین اولیه لباس جنس مخالف می پوشد٬ حتما یک ترانس سکشوال یا همجنسگرا نخواهد شد.

نکته ی قابل ذکر دیگر این است که یک ترانس سکشوال ٬همجنسگرا نیست.به این دلیل که فرضاً یک پسر/مرد ترانس سکشوال چون روحاً و جاناً و طبیعتاً خود را یک زن می داند و بدن پسرانه/مردانه ی خود را به رسمیت نمی شناسد٬،تمایل جنسی به یک مرد را هم دال بر همجنسگرا بودن خود نمی داند٬بلکه بالعکس؛می گوید من زنی هستم که به جنس مخالف خودم(مرد) گرایش دارم٬ هرچند که روح و جانم در یک بدن اشتباهی گرفتار آمده باشد. آنچه که یک ترانس سکشوال می خواهد این است که تناسب فیزیکی بدن و آلت تناسلی خودش با روان و احساس و جان درونش یکی شود٬ و بعد از عمل جراحی٬ می خواهد با یک نفراز جنس مخالف ازدواج نماید. یعنی اگردختر ترانس سکشوال بوده ٬بعد از تغییر جنسیت و مرد شدن با یک زن ازدواج می کند و یک پسر ترانس سکشوال بالعکس.

تضادی که فرد ترانس سکشوال از همان دوران کودکی مابین ماهیت درونی و بیرونی (ظاهر و باطن) خود حس می کند٬درد و رنج٬ تنهایی و انزوا٬ و فشار زیادی به او تحمیل می کند٬ و او گیج و منگ از این قائله٬ نه تنها نمی داند چرا باید وضع این گونه باشد٬ بلکه ناآگاهی اطرافیان٬ شماتت٬ تحقیر٬ سرزنش و سرکوفت های خانواده و اطرافیان هم مزید بر علت می شود و بر رنج او می افزاید.

دلایلی که برای ترانس سکشوال شدن افراد ابراز شده٬همگی دلالت بر این دارند که هنگامی که جنین در رحم مادر است٬اگر مادر دچار فشار و استرس شود این امکان وجود دارد که سیستم اعصاب و هورمون های جنین را دچار اختلال کند٬ و همین باعث می گردد که جنین بعدا ترانس سکشوال شود.

علت اصلی بروز آن در فرد به عملکرد هورمون ها در بدن برمی گردد. تغییرات هورمونی در هفته ششم دوره جنینی آغاز شده و تا ماه سوم دوره جنینی پایان می گیرد، بنابراین اینکه نوزاد در بدو تولد پسر یا دختر شناخته شود کاملاً تحت تاثیر ترشح یا عدم ترشح «آندروژن ها» در دوره جنینی یعنی قبل از تولد است و تاثیر تستوسترون بر سلول های عصبی مغزی مسوول زنانه یا مردانه شدن مغز در نواحی مانند هیپوتالاموس است و مغز زنانه یا مردانه را شکل می دهد.

در مورد پس از تولد که باعث ابتلا یا تشدید این حالت بشود گفت که اصولاً کسب هویت زنانه یا مردانه در انسان بیشتر تابع مسائل پس از تولد است تا قبل از تولد. احساس متعلق بودن به جنس مرد یا زن بیشتر نتیجه تعاملات میان کودک و ارزش ها و نگرش های والدین است. از دخترها انتظار می رود رفتاری لطیف و ملایم داشته باشند، عروسک بازی کنند و… از پسرها رفتار پرجنب و جوش، حتی خشن و بازی هایی چون شمشیربازی، تفنگ بازی و… که این نقش ها به مرور در ذهن کودکان نهادینه و به الگو تبدیل می شود. یکی از علل اختلال هویت جنسی آن است که والدین یا سایر افراد مهم زندگی، کودک را تشویق به رفتارهای جنس مخالف می کنند، مثلاً لباس جنس مخالف را به او می پوشانند و او را تشویق به بازی های جنس مخالف می کنند.

راه حل یک ترانس سکشوال برای خلاص شدن از زندانی که بدان گرفتار آمده این است که تغییر جنسیت دهد.این امر باعث می شود فرد خود را باز یابد و با باطن و ظاهری متناسب با هم زندگی کند.این ادعای محققان هم ناگفته نماند که ترانس سکشوال ها از استعداد هنری بالایی برخوردارند. ترانس سکشوال ها عموما دیرتر از هم سن و سالان خود به رشد فیزیکی می رسند٬ مثلا ممکن است کلفت شدن صدا یا رشد موی بدن یک پسر ترانس سکشوال دیرتر بروز کند.

نمی توان منکر وجود این بیماران در جامعه شد، همچنین عدم حمایت این افراد از سوی هیچ ارگانی، حتی نهادی چون خانواده و آسیب هایی که ممکن است عوارض این بیماری بر سلامت فرد و اجتماع داشته باشد، سازمان بهزیستی را به فکر حمایت از این افراد و راه اندازی این دفتر انداخت.

منابع :
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی پاراسات
مجله ی الکترونیکی ماها
روزنامه اعتماد

 

Posted on ژانویه 26, 2006, in مقاربت, کل مطالب, پزشکی به زبان ساده. Bookmark the permalink. 153 دیدگاه.

  1. سلام دكتر خوبيد؟ خبري ازتون نيست دلم واسه حضور و حرفاتون تنگ شده. دوستتون دارم و از تمام زحماتتون ممنون. دكتر دلم گرفته اميدوارم هيچ وقت دلتون نگيره. دلم از آدما گرفته دكتر از آدما…

  2. و خدايي كه كمال هر خواسته ي ماست چگونه غفلت از او ممكن و شايسته است از هستي خداست كه هستيم پس چه جاي به خود باليدن مگر اينكه بدانيم كه در آينه ي جمال خداوند منعكسيم و ما فقط انعكاس صفات خداوندگار محبوبيم

  3. تفاوت بين ترنس ها و دوجنسي ها و همجنس گرايان از دكتر شهريار كهن زاد: همجنس گرايي يك اختلال است و فرد از اينكه همجنس گراست راضي و خشنود است و اصولا در فكر تغيير جنسيت نيست تمايل به جنس موافق خود كاملا آن ها را از تي اس ها جدا و ممتاز ميكنم پس در حالي كه افراد همجنس گرا از آن چيزي كه هستند احساس رضايت ميكنند تي اس ها كاملا از آن چه هستند احساس ناخشنودي ميكنند گويي در جسم مردانه آن ها روح زنانه يا بالعكس در جسم زنانه آن ها روح مردانه دميده شده است. اتفاقا تمايز اين دو بسيار مهم ميباشد

    ادامه دارد

    • man y dokhtar hastam va daraye sardargomi dar mored khodam mibasham edeii mano b onvane dokhtar va dostanam mano ahora mishnasan y eshgh daram k dokhtare va mano ba jesmi k hastam mikhad ama khodam naaaaa vaghan mikham y mard basham b komaketon niaz daram..ahora hastam

  4. اتماقا تمايز اين دو بسيار مهم ميباشد چون عده اي فكر ميكنند كه همجنس گرايان همان تي اس ها هستند در حالي كه اين نظر به دلايلي كه عرض كردم غلط است.

  5. كسي كه واژه ترنس سكشوال را به جهان معرفي كرد.دكتر هري بنجامين، سكسولوژيست، به تاريخ 12ژانويه 1885 در آلمان به دنيا آمد و در 24آگوست 1986 در گذشت. بيشترين دليل شهرت وي كار پيشگامانه وي به روي ترنس سكشواليزم ميباشد

  6. كاش خدا با بنده هاش حرف ميزد. اين زنگي خيلي مسخره است. با هركي برخورد ميكنم از انسانيت به دورن آدماي پستي هستند يا شايدم شدن و به دل طرف نگاه نميكنن. به نظر من خيانت بدترين گناه چون دل طرفت خيلي ميشكنه. چرا ماها اين قدر از خدا دور شديم؟ اصلا به خدا فكر ميكنيم؟ يا وقتي گير ميكنيم اسمشو صدا ميكنيم؟ كسي آدم خوبيه كه بنده هاي خدا ازش راضي باشن به اين شك نكنيد. كاش علم اينقدر پيشرفت كرد ايمان به خدا هم قوي تر ميشد. گاهي وقتا ميگم مبين تو هم مثل دوروبريات باش قلبتو سنگ كن ولي نميشه…

  7. شايد باور نكنيد ديگه از انسان ها فرار كردم همه بي وفان امروز رفتم يه مرغ مينا خريدم البته بايد حرف زدن و باهاش تمرين كنم شايد حيوونا وفاشون بيشتر از انسان ها باشه

  8. مبین عزیز سلام
    این اصلا خوب نیست به همه امید میدی و …
    یه اشکال کوچولو هم میگیرم از انسان ها نمیشه فرار کرد انسانیت همیشه قابل احترام هست ولی از آدم ها چرا و همچنین عقل وجه تمایز بین حیوان و آدمیزاد هست که خیلی کم آدم ازش استفاده میکنه و اینطور بقیه رو ناراحت میکنه که دوست خوب من ازشون گلایه میکنه …
    در هر حال دوستت دارم و برای همه زندگی باش !

  9. سلام بشار عزيز من نااميد نيستم چون خدارو دارم فقط از آدما يه خورده گله دارم. بيايد خوب باشيم و بد بودن و به كسي ياد نديم. اميدوارم يكي
    مثل خودم سر راهم قرار بگيره… قديما خيانت بيشتر تو پسرا بود ولي حالا دخترا بدتر از پسران. چرا مني كه تا حالا خيانت نكردم بايد خيانت ببينم؟ هي… خدايا بازم شكرت راضيم به رضاي تو

  10. الاهي،الاهي اين سوز ما امروز درد اميز است نه طاقت به سر بودن نه جاي گروز است اين چه تيغ است كه چنين تيز است الاهي درد ميدانم و دارو نميدانم الاهي، الاهي تو شفاساز كه از اين معلولان شفاي نايد تو گشايش ده كه از اين بنديان كاري نگشاي. به سامان آر… به سامان آر كه سخت بي سامانيم جمع دار كه بس پريشانيم دانايي ده كه از راه نيفتيم بينايي ده كه در چاه نيفتيم نگاه دار تا پريشان نشويم به راه دار تا پشيمان نشويم بياموز كه راه از چاه بدانيم برافروز،برافروز تا در تاريكي نيفتيم

    ادامه دارد…

  11. سلام مبین جان چطوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  12. همه را از خود رهايي ده همه را با خود آشنايي ده همه را از مكذ اهل من نگهدار همه را از فتنه ي نفس آزاد شارز از نفس بدم رهايم ده يا رب از قيد خودم رهايم ده يا رب زشراب عشق سر مستم كن و از عشق خودت نوستم كن و هستم كن وزهر چه به جز عشق تهي دستم كن يكباره به بنده عشق پابستم كن
    الاهي،الاهي كسي تورادشمني آموخت سوخت دل جايگاه مهر است نه جاي جوشش و كين جان از دوستي جان گيردو كينه با كين دوستي كليددرهاي بسته است ومرحم دلهاي شكسته چه زيباست جهان اگر بينايي آموزي وچه مهربان اند جهانيان اگر دريچه ي دل پر ازمهر را بگشايند

  13. سلام ناشناس عزيز خوب كه نميشه گفت ولي شكر شما خوبيد؟

  14. من هم اگر از پرنده نمی ترسیدم می رفتم یه مرغ مینا می خریدم اما مثل….. از پرنده می ترسم

  15. جدي ميترسي؟ چه جالب نديده بودم كسي از پرنده بترسه. پيشنهاد ميكنم نگيري چون تمام ديشب و نزاشت بخوابم به جاي حرف واسم صداي حيوون در مياره

  16. مبین جان سلام
    من دو تا مرغ عشق دارم و پیشنهاد میکنم همه بخرند و عشق و محبت رو از اونها یاد بگیرن خیلی با صفا هستن با اینکه تو قفس اسیرند ولی با علاقه کنار هم عشق میدن و عشق میگیرن وقتی باهاشون هستی کنارشون هستی اونها هم عاشق تر میشن و بیشتر سر و صدا میکنن اگه جو خونه کسل و سنگین باشه اونها هم ساکت میشن و …
    خلاصه یک میزان خوبی هستند که آدم مواظب باشه همیشه جو خونه و خانواده خوش باشه .
    دوستت دارم و خدا رو شکر که این دکتر رو داریم ….


  17. یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشیم …
    شاید که نگاهی کند و آگاه نباشیم …

  18. بي تو…

    بي تو طوفان زده دشت جنونم
    تو چسان ميگذري غافل از اندوه درونم؟
    بي من از كوچه گذر كردي و رفتي؟
    بي من از شهر سفر كردي و رفتي؟
    قطره اي اشك درخشيد به چشمان سياهم
    تا خم كوچه به دنبال تو لغزيد نگاهم
    تو نديدي نگهت هيچ نيفتاد به راهي كه گذشتي
    چون در خانه ببستم دگر از پا ننشستم
    گوئيا زلزله آمد
    گوئيا خانه فرو ريخت سر من
    بي تو من در همه شهر غريبم
    بي تو كس نشنود از اين دل بشكسته نوايي
    برنخيزد دگر از مرغك پر بسته

    ادامه دارد…

  19. ادامه…
    تو همه بود و نبودي
    تو همه شعر و سرودي
    چه گريزي زبر من
    كه زكويت نگريزم
    گر بميرم ز غم دل
    به تو هرگز نستيزم
    من و يك لحظه جدايي
    نتوانم،نتوانم
    بي تو من زنده نمانم
    بي تو من زنده نمانم…

  20. معلم عصبي دفتر رو روي ميز كوبيد و داد زد:سارا…
    دخترك خودش را جمع وجور كرد سرش رو پايين انداخت و خودش را تا جلوي ميز معلم كشيد و با صداي لرزون گفت: بله خانم؟ معلم كه از عصبانيت شقيقه هايش ميزد توي چشماي سياه و مظلوم دخترك خيره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تميز بنويش ودفترت رو سياه وپاره نكن؟ ها؟ فردا مادرت رو مياري مدرسه ميخوام باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ي لرزونش را جمع كرد بغضش رو به زحمت قورت دادو آروم گفت خانوم…

    داستان ادامه دارد

  21. خانم… مادرم مريضه اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق ميدن اون وقت ميشه مامان رو بستري كرد كه ديگه از گلوش خون نياد انوقت ميشه براي خواهرم شير خشك بخريم كه شب تا صبح گريه نكنه انوقت… انوقت قول داده اگه پولي مونده براي من هم يه دفتر بخره كه من دفترهاي دادشم رو پاك نكنم و توش بنويسم انوقت قول ميدم مشقامو…
    معلم صندليش رو به سمت تخته چرخوند وگفت بشين سارا…
    و كاسه اشك چشمش روي گونه خالي شد.

    پايان

  22. اگر قرار باشد به طرف هر سگي كه در مسير پارس ميكند سنگ پرت كني هرگز به مقصد نمي رسي
    ناشنوا بودن را به خاطر آرامش تحمل كن

  23. مبین ! مبین ! مبین ! سلام
    عزیز جان امید بده مثل همیشه ما ها انرژی مثبت میخوایم این داستان ها خیلی عالی اند ولی آدمو داغون میکنن و دل آدم …..
    دوستت دارم وقتی مطالب تو رو میبینم خوشحال میشم .

    پرواز باور پرنده ای است که به پرواز می اندیشد …
    دلیل پرواز پر نیست …
    زندگی هم قانون باورها و لیاقت هاست و تو لیاقت آنچه بخواهی را داری !

    قربانت!

  24. مبین خدا وکیلی داستان جالبی بود این داستان حال آدم رو دگرگون میکنه داستان جالب و قشنگی بود

  25. سلام چطورید بچه ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می دونید امروز چه روزی هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  26. به ناشناس سلام امروز چه روزيه؟ خوش حالم كه داستان و خوندي
    به بشار عزيز سلام بشار جان من كسي و نا اميد نكردم اينا واقعيت هاي زندگي. بد نيست آدم به اين چيزا هم فكر كنه

    • مبین جانم:
      گفتم که داستان هایت همیشه و از اول عالی بوده اند شاید من بخاطر شغلم که زیاد با این مسایل درگیرم برام زیاد تاثیر میذاره و دوست دارم چیز های شاد رو بشنوم و بخونم و …. البته تو دین مون هم همیشه به ما از جهنم و ترس از خدا و … گفتن در حالیکه اسلام سرشار از عشق و محبت و کمک به دیگران و … است چرا ما از مادر آفرینش باید بترسیم که این همه نعمت و محبت به ما داده .
      ببخشید زیاده روی کردم چون فکر میکنم به خواست خدا و بوسیله دکتر خوبمون ما همدیگر رو پیدا کردیم و ….
      خیلی دوستت دارم !

      • منهم یکی مینویسم ولی دوست دارم همیشه مطالبم شاد باشه خلاصه :

        یاد دارم در غروبی سرد سرد …
        میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد …
        داد میزد کهنه قالی میخرم کاسه و ظرف سفالی میخرم …
        گر نداری ؟ کوزه خالی میخرم …
        اشک در چشمان بابا حلقه زد عاقبت آهی کشید و بغضش شکست …
        اول ماه است و نان در سفره نیست …
        ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟
        بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود …
        خواهرم بی روسری بیرون دوید …
        گفت آقا سفره خالی هم میخرید …
        لنگه کفش کهنه پاره میخرید … .

  27. امروز یه روز خوب دیگه ی خداست مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • سلام ببخشید سوال میکنم
      شما ناشناس (نا شناس می‌گوید: فوریه 5, 2011 در 8:09 ق.ظ. استمناء گناه کبیرس …)هستید ؟ در ضمن چرا دیگه پست من نیومدین ؟

  28. آموخته ام با پول ميشود خانه خريد ولي آشيانه نه،رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، ميتوان مقام خريد ولي احترام نه، ميتوان كتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بلاخره ميتوان قلب خريد ولي عشق را نه. آموخته ام كه تنها كسي كه مدا در زندگي شاد ميكند كسي است كه به من ميگويد تو مرا شاد كردي
    آموخته ام كه مهربان بودن بسيار مهمتر از درست بودن است
    آموخته ام كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي نه گفت
    آموخته ام…

    ادامه دارد

  29. آموخته ام كه هميشه براي كسي كه به هيچ وجه قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم
    آموخته ام گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر ميخواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي است براي فهميدن وي
    آموخته ام كه پول شخصيت نميخره

    آموخته ام كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم
    آموختم كه فرصت ها هيچ گاه از بين نميروند بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد
    آموخته ام كه آرزويم اين است قبل از مرگ مادرم يكبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم آموخته ام لبخند ارزانترين راهي است كه ميشود با آن نگاه را وسعت داد

    پايان

  30. آره ناشناس عزيز امروز يكي از روزهاي خوب خداست. چه قدر خوبه كه شما شخصيتي هستين

  31. نه من این حرف رو نزدم یه شخص دیگه ا ی کارو کرده خودش رو جای من جا زده به خدا من نگفتم

  32. آره ناشناس عزيز امروز يكي از روزهاي خوب خداست. چه قدر خوبه كه شما اين شخصيتي هستين

  33. من تازه وقتی می گم که شهوت یه نعمت خدادادی هست و اینکه خیلی از افراد این نعمت رو ندارن پس نمی تونم بگم که استمناء گناه کبیره باشه

  34. ناشناس شما چيو شما نگفتيد؟ كدوم حرف و؟

  35. اهان ناشناس

  36. دكتر خوب و مهربونم سلام شبتون بخير ميخواستم بگم دكتر عاشششششقتم. اين دعا از ته دلمه اميدوارم عمر با عظت داشته باشين و هميشه در طول زندگيتون شاد و سلامت باشين به خدا هيچ چيزي بهتر از سلامتي نيست و هيچ چيزي قشنگ تر از شاد بودن نيست. استوار باشيد دكتر

  37. ناشناس كجاييييي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  38. سلام
    امروز دارم از بغض خفه میشم دلم خیلی گرفته اهای کساییکه حرف از خیانت می زنین نمی دونی تهمت خیانت بستن به احساس پاکت چقدر دلت رو می سوزونه اما…
    اما…
    هیچی فقط کاش این بغض سنگین می شکست…

  39. سلام مبین جان به نظر من شما در معرض افسرده شدن قرار داری ممکنه خیلی بهت نارو زده باشن ولی تو میتونی اونا رو به حساب جوونی و نادانی اوانها بگذاری و اینطور ی فکر نکن که همه آدم ها به یک صورت هستند من خودم سه سال سگ داشتم البته به اصرار شوهرم ولی هیچ خوب نبود هیچ کس نمیتونه مثل یک آدم احساسات آدم دیگه رو بفهمه.

    پی نوشت:
    منم شوهر بهار هستم بهار هیچ وقت دوست نداشت که سگ داشته باشیم من به شخصه عاشق سگ هام و به نظرم از هر آدمی آدم ترن حالا بگذریم دیدم خانومم داره نظرشو میگه فقط خواستم بگم اگه تصمیم گرفتی با یک حیوون زندگی کنی مینا پینا رو ول کن اونلی هاپو ولاغیر

    برات آرزوی موفقیت داریم هم من هم بهار

  40. be man komak kon mobin jan …

  41. سلاااااااااااااااااااااااام دکتر سرداااااااااااااار مبین قلی زاده هستم!!!! البته اسمم و گذاشتم دانیال! عملم تموم شده دکتر ازدواج کردم……

  1. بازتاب: تفاوت بین افراد هم-جنس-گرا ، هم-جنس-باز و ترانس-سکشوال « Dr. Serdar دکتر سردار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: