با سلام به دکتر ع.ح. سردار. من متاهل و صاحب فرزند میباشم و از سالها پیش شاید از دوران بلوغ مشکل همجنسگرایی دارم که نتوانسته ام حتی با مذهبی
شدنم حلش کنم و فقط از وقتی ازدواج کرده ام سعی کردم وفادار بمونم و کنترلش بکنم ولی اخیرا به یک پسر وابستگی شدیدی پیدا کردم و عاشق هم شدیم و روابطمان تا حدی کنترل شده است خانواده هایمان هم خبر دارند … ولی گرایش همجنسگرایی ام بعضا روابطمان را تحت الشعاع قرار میدهد و خیلی در عذاب هستم البته اون را هم مذهبی کرده ام ولی … خلاصه تصمیم گرفتم از راهنمایی شما استفاده کنم و در ضمن فکر میکنم مشکل اوایل از کوچکی آلتم (که هنوز هم آزارم میدهد با اینکه میدانم تاثیری در رابطه ی جنسی ندارد)و رفتارهای جنسی دوران بلوغ ناشی شد و من به جنس موافق علاقه مند شدم خواهشمندم در صورت امکان کمکم کنید . بسیار متشکرم .
دکتر ع.ح. سردار: سلام دوست عزیز . موردی که شما درگیر آن هستید نیاز به مشاوره مستمر با یک دکتر سکسولوژیست دارد تا او شکل خاص دیگر رابطه مقاربتی و عارضه های روحی شما را مطالعه نماید. دو مطلب از دو منبع تهیه نمودم لطفا آنها را مطالعه نموده و نظر خودتان را بنویسید . البته من این موضوع را به نظر خواهی عمومی میگذارم تا نظر دیگر کاربران و متخصصین را در این ارتباط بدانیم . اما قبل از آن سه اصطلاح را به شکل نقل و قول شرح میدهم تا کاربران روحیه سه طیف از مردم را بدانند :
همجنسگرا کیست ؟
از یک دوست همجنس گرا پرسیدم یک فرد همجنس گرا را چگونه تعریف میکنید ؟
او گفت : شما فکرش را بکنید که سیاره ای وجود داشته باشد که همه ساکنین آن از یک جنس باشند یعنی همه بشکل زن و یا مرد . کار کنند ، بخورند ، بنوشند ، برقصند ، آواز بخوانند ، پیکار کنند ، عاشق شوند و غیره . فرض کنیم ساکنین کره همجنس گرا همگی بشکل زن باشند و اگر یک از ساکنین کره زمین ، یکی از ساکنین کره همجنس گرا را به کره زمین ببرد و اگر یکی از مردان زمینی عاشق او شود ، آیا میدانید برای ساکن کره همجنس گرا در ارتباط با این عشق چه حالتی دست خواهد داد ؟ او احساس خواهد کرد که یک گوریل عاشق او شده است . این احساس یک همجنس گرا به جنس مخالف است . آیا شما مایلید با یک گوریل ازدواج کنید ؟
ترانس سکشوال کیست ؟
گاهی بعضی از دوستان ، افراد ترانس سکشوال را با افراد همجنس گرا تمایز نمی دهند . افراد ترانس سکشوال کسانی هستند که روح خود را اسیر بدنی میدانند که به جنس مخالف تعلق دارد و میخواهند تغییرجنسیت دهند تا به بدن واقعی خود برسند و با جنس مخالف زندگی کنند . در همین ارتباط از یک دوست ترانس سکشوال پرسیدم یک ترانس سکشوال را چگونه تعریف میکنید ؟
او گفت : فکرش را بکنید مردی شبی با همسرش به بستر خواب برود . صبح وقتی او از خواب برمیخزد بالایش یک مردی سبیل کلفت را میبیند که میخواهد او را ببوسد ! مرد مشتش را گره کرده و یک تو دهنی به آقا سبیلو میزند و بلند میشود اما وقتی بلند میشود ، ناباورانه میبیند که پستانهای زنانه دارد او به آئینه خیره میشود و میبیند او تبدیل به یک زن شده است . این شخص ترانس سکشوال است که حال روحش اسیر بدن جنس مخالف است . آیا فکر میکنید مرد دیروزی که جسمش به زن تبدیل شده تمایل به زندگی زناشویی با یک مرد را خواهد داشت ؟
( برای اطلاعات بیشتر به اینجا کلیک کنید )
همجنس باز کیست ؟
همجنس بازان افرادی هستند که در صورت فقدان جنس مخالف و یا تنوع طلبی با هم جنس خود مقاربت میکنند و در حالت عادی میتوانند با جنس مخالف مقاربت نمایند .
همجنس گرایی و همجنس بازی (منبع : شرح – خلاصه شده )
همجنس گرایی یا تعلق عاطفی و جنسی به جنس موافق ؛ امروزه دیگر لغت نامانوس و نا آشنایی به نظر نمی رسد. امروز در اقصی نقاط جهان ؛ هم جنس گرایان به عنوان بخشی از شهروندان جامعه زندگی می کنند و بسیاری جوامع حقوق آنان را به رسمیت شناخته اند.
اما در این زمینه با دو لغت و دو تعریف کاملا مجزا روبرو هستیم که گاهی به غلط مترادف هم تلقی می شوند. در تعریف نخست ؛ همجنس گرایی ؛ با داشتن بار معنایی گرایش ؛ به یک گرایش و کشش فطری اشاره دارد که می بایست لزوما در نهاد فرد قرار داشته باشد. اما همجنس بازی ؛ با همراه داشتن بار معنایی لغت بازی ؛ به یک تفنن جنسی و یک متد ارضا نیازهای عاطفی و جنسی اشاره می کند.
فطری یا انتخابی جدل از آنجا آغاز می شود که همجنس گرایی در برابر این سوال قرار می گیرد. فطری یا انتخابی ؟
اگر تمایل فطری ؛ عاطفی و جنسی به جنس مخالف را حالت ایده آل و معمول فرض کنیم و بپذیریم که کشش و جاذبه به جنس مخالف درست همانند داشتن دو دست و دو پا و یک بینی نشانه سلامت جنسی و ژنتیکی انسان محسوب می شود ؛ می توانیم همجنس گرایی را یک حالت فطری و ژنتیکی خاص بنامیم.
البته لازم به ذکر است که کماکان در این تعریف همجنس گرایی به عنوان یک حالت خاص محترم و همجنس گرا به عنوان یک انسان صاحب حق و حقوق کامل شهروندی محسوب می شود.
همجنس گرایی به عنوان یک انتخاب
اما اگر تمایل جنسی و عاطفی به جنس موافق را یک نوع از انواع ارتباطات قابل انتخاب انسانی در نظر بگیریم ؛ با این تعریف که هر انسانی که بخواهد می تواند آن را به عنوان یک تنوع و یک راه ارضا غرایض خود انتخاب کند ؛ در این صورت همجنس گرایی را یک متد قابل انتخاب دانسته ایم.
در این حالت باید بپذیریم که تمایل به جنس موافق نیز همانند تمایل به جنس مخالف در نهاد فطری اکثریت انسان ها وجود دارد و تنها این روش های تربیتی بوده که یکی را بارور کرده و دیگری را خفته نگه داشته است. بر همین اساس هر لحظه ممکن است تحت شرایط اجتماعی و فرهنگی و تربیتی ؛ این حس فروخفته بالفعل گردد و در تمایلات انسان نمود پیدا کند.
همجنس گرایی نمی تواند انتخابی باشد
روش های تربیتی و تاثیر تربیت در زندگی انسان از گذشته تا به امروز درگیر محدودیت هایی ست که بر همین اساس نمی توان پذیرفت همجنس گرایی هم دقیقا همانند تمایل به جنس مخالف در نهاد همه انسان ها و به همان شدت وجود داشته باشد.
انحصاری بودن روش های تولید مثل به ارتباط زن و مرد ؛ باعث شده است که ایده آل ترین تعریف خانواده در انحصار تمایل به جنس مخالف قرار گیرد و چون روش تولید مثل ؛ یک بحث تربیتی نیست ؛ می توان نتیجه گرفت که همجنس گرایی که حالت خاص از تمایلات جنسی و عاطفی ست نه یک حالت عمومی.
همجنس گرایی بیماری نیست
بیماری حالت خاصی از شرایط ژنتیکی و روانی ست که به دلیل مشکلاتی که برای فرد مبتلا فراهم می کند نیازمند درمان است و اصولا -حتی با شانسی بسیار اندک- با درمان قابل معالجه است. اما همجنس گرایی با اینکه یک حالت خاص ژنتیکی و روانی ست اما نیازمند درمان نیست و اصولا با درمان قابل معالجه نیز نمی باشد. پس از تعریف بیماری خارج است.
همجنس بازی چیست ؟
همجنس بازی ؛ انحراف جنسی ناشی از شرایط اجتماعی ؛ فرهنگی و تربیتی ست که در فردی که فطرتا همجنس گرا نیست ظهور می کند. مثلا در شرایط فشار و سختگیری پیرامون مسائل جزئی جنسیتی ؛ افرادی به ناچار و به علت دسترسی بهتر به هم جنسان خود ؛ برای ارضا غرایض جنسی به همجنس بازی روی می آورند. در این حالت اگر این شرایط ادامه پیدا کند ؛ فرد به این شرایط عادت کرده و فطرت اصولی جنسی اش که همانا تمایل به جنس مخالف است به مرور تضعیف می شود و به غلط تصور می شود که این فرد همجنس گراست.
همین طور در شرایط بی بند و باری جنسی ؛ همجنس بازی بسیار مشاهده شده است. فرد در این شرایط به دلیل غوطه ور شدن در مسائل جنسی ؛ دچار یک تنوع طلبی بیمار گونه می شود و به انحرافات جنسی دچار می شود. انحرافات مازوخیستی ؛ آزار طلبی و همجنس بازی شایع ترین نمونه های انحرافات در شرایط بی بند و باری جنسی هستند.
دیگر عامل جدی بروز انحراف همجنس بازی ؛ عدم آگاهی کافی از روش ها و اصول ارتباط جنسی کامل و سالم با جنس مخالف است. معمولا زنانی که در ارتباط جنسی خود با مردان دچار یک نوع مردسالاری عمیق جنسی و به نوعی بهره کشی و آزار شده اند و حقوقشان در آمیزش جنسی به هیچ گرفته شده است ؛ پس از مدتی دچار سرد مزاجی و زدگی و ترس از روابط جنسی می شوند. در این مواقع احتمال خطر همجنس بازی به وجود می آید. چون در این گونه موارد فرد به یک نفر از جنس خود بیشتر و بهتر می تواند اعتماد کند و نزدیک شود.
آموزش آری … تبلیغ نه
اما نباید فراموش کرد که چه در جوامع ما و چه در جوامع مدرن ؛ همجنس گرایی و جامعه همجنس گرایان ؛ خطر ایجاد و گسترش انحراف جنسی همجنس بازی را به همراه خود دارند. باید توجه داشت ؛ همزمان با آموزش ؛ همواره همجنس گرایان را از ایجاد یک جو تبلیغاتی بر حذر داشت. مثلا نباید سازمان حمایت از همجنس گرایان ؛ درست مثل یک کلوپ اسب سواری عضو بگیرد. حتما باید نظارت پزشکی و روانی کامل و قوی وجود داشته باشد تا ساز و کارهای مربوط به امور همجنس گرایان از خطر ایجاد و بسط و گسترش انحرافات جنسی مصون بماند.
همجنس گرایی ( منبع : ویکیپدیا – خلاصه شده )
همجنسگرایی یکی از گرایشهای جنسی است که ویژگی آن تمایل زیباییشناختی، عشق رومانتیک و تمایل جنسی فردی است که تنها متوجه جنس همگون با خود او است. همجنسگرایی همراه با دو گرایش دیگر جنسی، یعنی دگرجنسگرایی و دوجنسگرایی، جزو سه گرایش اصلی جنسی است. به فردی که به جنس دیگر گرایش داشته باشد دگرجنسگرا و به افرادی که هم به جنس دیگر و هم به افراد همجنس با خود تمایل دارند، دوجنسگرا میگویند.
مشخص کردن این که چند درصد از یک جمعیت همجنسگرا است به دلایل مختلفی برای پژوهشگران دشوار است. امروزه براساس بیشتر مطالعات در جوامع مختلف بین ۲٪ تا ۱۳٪ افراد جامعه همجنسگرا هستند.بسیاری از همجنسگرایان زندگی سالم و تنظیم شده و شادی دارند. همچنین اغلب همجنسگرایان در روابط عاطفی پایدار هستند. بر اساس مطالعات روانشناختی حس عاطفی در همجنسگرایان با حس عاطفی موجود در دگرجنسگرایان برابر است و تفاوتی ندارد. روابط و رفتارهای همجنسگرایانه همانگونه که مورد ستایش واقع شدهاند در طول تاریخ بسته به موقعیت٬ فرهنگ و زمان وقوع٬ محکوم نیز شده است. از اواخر سده ۱۸ میلادی جنبشهایی به منظور شناساندن و گرفتن حقوق قانونی برابر همچون حق ازدواج، اتحاد مدنی، سرپرستی فرزندخوانده، استخدام، خدمت در ارتش و دسترسی برابر به خدمات درمانی برای همجنسگرایان بهوجود آمده است.
تئوری هورمونی پیش از تولد
زیستشناسی عصبی مغز در ایجاد حالت مردانگی تاحد زیادی کشف شده است. استرادیول و تستوسترون که به وسیلهٔ آنزیم ۵-α ردوکتاز تبدیل به دی هیدروتستوسترون میشوند، عمل ایجاد حالت مردانگی را با اتصال به گیرندههای آندروژن (هورمونهای جنسی مردانه که باعث ایجاد صفات ثانویه مانند ریش و کلفتی صدا میشوند) بر عهده دارند. تغییرات جسمی و روانی زمانی ظاهر میشوند که تعداد این گیرندههای آندروژن بسیار کم مانند نشانگان بی حسی آندروژنی و یا بسیار زیاد باشد (مانند زنان مبتلا به پُریاختگی مادرزادی غدهٔ فوق کلیه) بهنظر میرسد همجنسگرایی چه در مردان و چه زنان نتیجهٔ چنین دگرگونیهایی است.
تفاوتهای فیزیولوژیکی همجنسگرایان
تحقیقات بسیاری که در این زمینه انجام شدهاند، مانند تحقیقات پیشگامانهٔ عصبشناس سیمون لوی، نشان میدهند که تفاوتهای قابل توجهی در فیزیولوژی مردان همجنسگرا و مردان دگرجنسگرا وجود دارد. این تفاوتها ابتدا خود را در مغز، گوش میانی، و حس بویایی آشکار میسازند. لوی در آزمایشی دریافت که مغز ۱۰٪ از مردان همجنسگرای مورد آزمایش تفاوت فیزیولوژیکی آشکاری با همان بخشها در مردان دگرجنسگرا دارد. گاهی نتایج این تحقیقات را به این معنا میگیرند که همجنسگرایی در افراد پدیدهای مادرزادی است. با این حال خود «لوی» میگوید: «تحقیقات من ثابت کنندهٔ یک دلیل ژنتیکی برای همجنسگرایی نیستند. من هیچ قسمتی از مغز را به عنوان یک مرکز همجنسگرا کننده معرفی نکردهام. INAH-۳ بیشتر مانند حلقهای از زنجیرهٔ هستههای شکل دهندهٔ رفتارهای جنسی مردان و زنان عمل میکند تا یک هستهٔ همجنسگرا کننده … و از آنجا که من مغز افراد بالغ را مورد مطالعه قرار دادهام هیچ دلیلی وجود ندارد که نتیجه بگیریم این تفاوتها مادرزادی بودهاند و بعد از تولد به وجود نیامدهاند.» تحقیقات لوی مورد انتقادهایی قرار گرفت که یکی از دلایلش انتخاب مردان همجنسگرایی بود که به علت بیماری ایدز جان خود را از دست داده بودند، در حالی که دگرجنسگراهای مورد مطالعه به این بیماری مبتلا نبودند. مقایسهای که بین اندازهٔ INAH-۳ در افراد مبتلا به ایدز دگرجنسگرا و همجنسگرا انجام شد (با وجود کوچک بودن جامعهٔ آماری) نشان داد که اندازهٔ این بخش از مغز در هر دو آنها مشابه است. البته باید توجه داشت که هیچ مدرکی مبنی بر تأثیر ابتلا به ایدز بر اندازهٔ INAH-۳ یافته نشده است. تحقیقات در زنان هنوز به هیچ نتیجه مشابهی منتهی نشده است.
بعضی از تحقیقات اخیر حاکی از ارتباط تعداد برادرهای بزرگتر با همجنسگرایی فرد میباشد. بلانکارد و کلاسن در سال ۱۹۹۷ اعلام کردند هر برادر بزرگتر احتمال همجنسگرایی فرد را تا ۳۳٪ بالا میبرد. این یافته طبق گفتهٔ بلانکارد «یکی از معتبرترین یافتههای اپیدمیولوژیکی است که تا به حال در رابطه با گرایشهای جنسی کشف شده است.» بر طبق این یافته، گفته میشود که هر جنین مذکر در مادر واکنشی ایمنی ایجاد میکند و این واکنش با جنین بعدی تشدید میشود. این جنینها آنتی ژن H-Y که نفش آنها در تغییرات جنسی مهرهها تقریباً ثابت شده را تولید میکنند. و این همان آنتی ژنی است که آنتی بادی مادری H-Y به آن واکنش داده و نیز یادآوری (از نظر ایمنی شناختی) مینماید. سپس آنتی بادیهای H-Y تولید شده توسط مادر به جنین حمله میکنند و کارایی آنتی ژنهای نامبرده را در ایجاد حالات مردانه در مغز جنین پایین میآورند. از این موضوع با نام «اثر ترتیب تولد برادر» یاد میشود.
پزوهشهای جدید اثبات کردهاند مغز مردان همجنسگرا به مغز زنان دگرجنسگرا و مغز زنان همجنسگرا به مغز مردان دگرجنسگرا شبیه است.
ژنتیک
از منظر ژنتیکی تئوریهای کمی به منظور توضیح یک ژن مستقیم برای همجنسگرایی وجود دارد هرچند یک وجود «ژن گی» یک باور عمومی در جامعه است. دیدگاه فراگیر در میان دگرباشان جنسی آن است که آنها از همان ابتدای تولد همجنسگرا به وجود آمدهاند. براساس پاره از پژوهشها ثابت شد که ترتیب چینش ژنوم مادر میتواند بر گرایش جنسی فرزند تاثیرگذار باشد. کشف این موضوع که در نشریه Human Genetics به چاپ رسید به اندیشه وجود ژنی مستقل برای همجنسگرایی یعنی «ژن گی» را دامن زد. پژوهشگران در این تحقیق کروموزم غیرفعال X را در ۹۷ مادر دارای فرزند همجنسگرا و ۱۰۳ مادر دارای فرزند دگرجنسگرا مورد آزمایش قرار دادند. با این وجود برخی از پژوهشگران بر این عقیده هستند که ژنی تحت عنوان «ژن گی» وجود ندارد بلکه رفتار همجنسگرایانه معلول عملکرد چندین ژن است.
در سال ۲۰۱۰ گروهی از محققان کرهای موفق شدند که با حذف ژنی که با رفتارهای تولید مثلی مرتبط بود گرایش جنسی موشهای ماده را تغییر دهند. موشهای ماده مورد آزمایش از آن پس به موشهای جنس موافق خود علاقه نشان میدادند و موشهای نر را پس میزدند و از بوئیدن ادرار موشهای نر خودداری میکردند؛ این در حالی بود که موشهایی که این ژن را حفظ کرده بودند به موشهای نر واکنش نشان میدادند. مسئول این پروژه در این باره گفت: «نبود این ژن باعث میشود مغز موشها همانند مغز موشهای نر عمل کند.»
تفاوتهای زیستشناختی همجنسگرایان با دگرجنسگرایان
گزارشات بیان میکنند مردان همجنسگرا آلت تناسلی بزرگتر و قطورتری نسبت به مردان دگرجنسگرا دارند.
نیمکرههای مغز در مردان همجنسگرا و زنان دگرجنسگرا نسبت به هم موزون است در حالی که نیمکره راست زنان همجنسگرا و مردان دگرجنسگرا نسبت به نیمکره چپ بزرگتر است.بوی حاصل از زیر بغل در مردان همجنسگرا و مردان دگرجنسگرا متفاوت است.
مردان و زنان همجنسگرا نسبت به دگرجنسگرایان بیشتر چپ دست هستند.
اصلاح رفتار
تاکنون هیچ سند علمی و معتبری بدست نیامده که حاکی از «درمان» موفق یک همجنسگرا و تبدیل او به یک دگرجنسگرا باشد و حتی برخی افراد در اثر چنین «درمان»هایی دچار صدمات خطرناک و جدی شدهاند. با این حال طرفداران درمان همجنسگرایی به افرادی اشاره میکنند که به زعم آنها «موفق» شدهاند. به هر جهت تنهٔ اصلی جامعهٔ پزشکی و روانشناسی این ادعاها را مردود میداند و تلاش برای تغییر گرایش جنسی را بیاثر و بالقوه خطرناک تلقی میکند.
طبیعت در برابر تربیت
این که بین عوامل روانشناختی و عوامل زیست شناختی کدام بر همجنسگرایی مؤثرتر است مسأله ایست که همواره عامل بحثهای بسیار شده است. از این عوامل میتوان به عوامل ژنی و یا هورمونهای مؤثر بر جنین نام برد. از نظر تاریخی فروید و روانشناسان دیگری در شاخهٔ روانکاوی معتقد بودند که تجربیات دوران کودکی در شکلگیری گرایشهای جنسی مؤثرند. به عنوان مثال فروید معتقد بود که نوجوانان همگی همجنس گرا هستند و پس از گذراندن مراحلی دارای حالات دگرجنسگرایی میشوند و آنها که همجنسگرا میمانند به علت مواجهه با یک مانع یا حادثهٔ بازدارنده، تکامل جنسی خود را به اتمام نرساندهاند. او همچنین معتقد بود که بعضی افراد که این دورهٔ تکامل جنسی را بدون هیچ مشکلی طی کردهاند نیز همچنان در درون خود به صورت پنهان و به درجات متفاوت دارای تمایلات همجنس خواهانه هستند. کشفیات مدرن علمی و پزشکی تأکید بر زیست شناختی بودن عوامل همجنسگرایی و رفتارهای همجنسگرایانه در کودکی دارند و این عوامل شامل عوامل ژنتیکی و یا کسب شده در رحم مادر میباشند. ناگفته نماند که همین پیش زمینههای زیست شناختی همجنس گرایانهاست که در کودکی شرایط ایجاد عوامل روانشناختی را مهیا میکند.
کاربران گرامی ! این پست جنبه نظرخواهی دارد . خوشحال میشوم که نظر خودتان را مطرح نمائید .
با تشکر : دکتر ع. ح. سردار
پیام خصوصی
محک – موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
مدیکال بلاگ
دوستان
فوریه 9, 2011 در 7:35 ق.ظ.
هم جنس بازان موردلعن ونفرین خداوندهستند متعجبم ازمخاطبینی که این کثافتکاری راتوجیه می کنند.بلی هزاران سال پیش همجنسبازی بوددرزمان قوم لوط اماآخراین قوم لعین راهم می دانیدچه شدقرآن می خوانیدتابدانیدخداوندازاین قوم گمراه وعمل شنیع آنهاچگونه یادمی کندمی دانیدبیماری ایدزنوع انسانی برای نخستین باردراین افرادمنحرف وکثیف دیده شد.قرطی های کثیف مغزشان خالی ازهرنوع تفکرسازنده وانسانی است فقط چسبیده اندبه پائین تنه خودودیگران یکی توجیه می کندکه همجنسبازی معلول ژن است که اگرچنین بودواگراعتقادداشتیدکه این حیوانات راخداآفریده مسلمابه خاطرخلق این ژن دروجودشان هرگزخداآنهارامنفورنمی خواندولعنت برآنهانمی فرستاد یکی دلخوش کرده که افرادنابغه وبزرگ همجنس بازبوده اندکه مسلمالجن پراکنی رقبایشان بوده زیراشواهدنشان می دهدکه همجنسبازان افرادی ساده لوح وکودن هستندهمین بزک کردن یک مردودرانظارعمومی ظاهرشدن وسپس موردتجاوزقرارگرفتن مگرجزحماقت چیزدیگری می تواندباشد؟ یکی هم برای یک کفتارهرزه 70 ساله که یک پایش درگوراست دل می سوزاندکه چگونه باهمجنس جوان خودکثافتکاری می کندوآن خوک پیرراپدرخطاب می کند به خداآدم چندشش می شودهمه این توجیههای احمقانه ورذالت بارازبی خدائیست
فوریه 9, 2011 در 7:45 ق.ظ.
اگرمی دانستندکه مرگ درهمین نزدیکیهاست واگرمی دانستندفلسفه وجودی آفرینششان رااینگونه گوهرانسانیت رااسیروعبیدآلت تناسلیشان نمی کردندهمجنس گرائی وهمجنسبازی ازیک منبع کثیف سرچشمه میگیرندوجداکردن آنهاازهمدیگربازی کردن بااین واژه های کثیف ومشمئزکننده وتحمیق مخاطبان است این موجودات ملعون رابایدحسابی رویشان آهک ریخت وآتش زدیازیراشعه گاماضدعفونی کرددرست مانندمیکروبهای کثیف
فوریه 9, 2011 در 1:19 ب.ظ.
بسه لطفا بعضی ها دسته خودشون ک نیست حداقل ب هموطنت امیدواری بده
آوریل 30, 2011 در 2:14 ب.ظ.
تو برو سرت رو بکن تو کون همون الله و قرآن و محمد و مزخرفاتشون.
ژوئن 28, 2011 در 12:56 ق.ظ.
درسته که ما می تونیم آزادانه نظر خود را بدهیم ولی این درست نیست که به خدا و پیامیران و ادیان توهین کنیم . درسته که اسلام این عمل رو منع کرده ولی اگر کمی فکر کنیم می فهمیم که منع کردن این نیاز در خودمان بهترین نیاز است اصلا فکر کردید که اگر شما یک مرد بودیدو و با مرد دیگری ازدواج می کردید چگونه آن را به خانواده خود می گفتید؟؟؟؟ حتی اگر بک خانواده مسیحی و یهودی و حتی بی دین هم داشتید این رفتار شما را «عادی » فرض نمی کرد
فوریه 9, 2011 در 12:51 ب.ظ.
به سالم و عزیزان هم جنس خواه :
خیلی وقت قبل معتقد به دین پدرم بودم . پدرم مسلمان نیست . اما من با اعتقادات پدرم میانه خوبی نداشتم . چرا که بقول امروزیها اعتقادات پدرم به روز نبود و آپدیت نمیشد .
پدرم میگفت : نباید با دست چپ غذا خورد چرا که این کار کفر است !
- به خودم میگفتم آدمهای چپ دست چه گناهی کردن که مجبورند لذت دنیا را با دست چپشان ببینند !
وقتی پیام سالم را خواندم به یاد گفته های پدرم افتادم چرا که او نیز آپدیت نیست و میگوید :
- کردندهمجنس گرائی وهمجنسبازی ازیک منبع کثیف سرچشمه میگیرندوجداکردن آنهاازهمدیگربازی کردن بااین واژه های کثیف ومشمئزکننده وتحمیق مخاطبان است این موجودات ملعون رابایدحسابی رویشان آهک ریخت وآتش زدیازیراشعه گاماضدعفونی کرددرست مانندمیکروبهای کثیف
خوب این آقا یا خانم سالم نمیدانم چقدر در مورد انسانیت میداند . اما من یک اعتقاد کلی دارم . انسانیت این نیست که همه ما یک رنگ باشیم . چرا به اعتقاد من خدای من (بر خلاف خدای پدرم ) ما انسانها را رنگارنگ آفریدیده تا ما در وجود خویش کنکاش کنیم .
من به حاطر همان عقاید خشک پدرم از اعتقادات او دست کشیدم چرا که فهمیدم دین او در حال حاضر اعتقادات کهنه گذشتگان دوران بربریت و جهالت را ترویج میکند و خدای او بیشتر شکل تجاری را گرفته است .
من خدایی را دوست دارم که شبان دوستش داشت نه آن خدایی که موسی به آن اعتقاد داشت .
در زمان کنونی خدا نیاز به پیام رسان ندارد چرا که او جبرئیل خود را در قلب ما کاشته است .
من همجنس خواه نیستم اما از تمام همجنسگرا ها بخاطر نظراتی چون نظر سالم پوزش میخواهم . ما همه مثل او فکر نمیکنیم . ما خدا را علم میدانیم و نه خرافات .
شرمنده از اینکه شما هم جنس خواهان در زمان کنونی در نظر بعضی از تنگ نظران در منگنه استبداد اعتقادی هستید .
خدا انسانها را رنگارنگ آفریده و ما به این رنگارنگی میبالیم .
دوست همجنسگرایم غصه نخور و برو هم جنس خودت را انتخاب کن . منکه دگر جنس گرا هستم تو را دست دارم .
ژوئن 28, 2011 در 12:59 ق.ظ.
خیلی خوبه که افراد عاقلی مثل شما وجود دارند و واقعا از این نظر شما لذت بردم واقعا آفرین!!
فوریه 9, 2011 در 1:19 ب.ظ.
من هم جنس گرا نیستم اما به هم جنس گرایان احترام می گذارم
جناب سالم ، هم جنس گرایی از منبع کثیف سر چشمه می گیره؟
آیا این منبع همون نیاز جنسی نیست که همه ی انسان ها در وجود خودشان دارند؟
جناب سالم هر کس مسول خودش است ، زندگی خصوصی خودش را دارد و مرگ هم به همه به یک سان نزدیک است . حرف های شما کمکی به این مساله نمی کند ؛ حتی اگر مخالف آنها هستید بهتر از راه های منطقی وارد شوید
آبا محدودیت های جامعه به هم جنس بازی و گرایی دامن نمی زند؟
من به عنوان یک دختر می توانم بدون هیچ مشکلی از طرف خانواده و دولت، تمام وقتم را با دوست دخترم در خانه، خیابان ،جاده ، هتل و … صرف کنم و شب ها به راحتی با او در یک اتاق بخوابم
آیا منه دختر می تونم با یک دوست پسر هم به همین راحتی وقت بگذارنم؟
فوریه 14, 2011 در 4:28 ق.ظ.
سلام به همه دوستانی که به پست من اومدید و نظر دادید .
متشکرم در هر حال وقتی نظر دوستان رو میخونم چه موافق و چه مخالف آروم میشم .
من خودم نمی خوام اینطوری باشم ازدواج کردم بچه دار شدم مذهبی شدم حتی نماز شب هم میخونم ولی خواسته ی درونی ام چیز دیگه ای هست و دیونه ام میکنه .دایم درگیرشم و مقاومت میکنم . مطمئن باشین همجنسگرایی با همجنسبازی فرق داره ! ما ها بیشتر نیاز عاطفی داریم که جنس موافق ارضاش میکنه نه مثل همجنسبازها که نیاز جنسی شون رو جنس موافق ارضاء میکنه .
ممنونم که میاین و نظر میدین لطفا باز هم بیاین و دعا یادتون نره !
آوریل 30, 2011 در 1:42 ب.ظ.
سلام. همجنسبازها نیاز جنسی که دارن رو جنس موافق ارضا نمیکنه, بلکه له دنبال ارضا نیاز جنسی خودشون هستن, چه همجنس, چه غیر همجنس
فوریه 14, 2011 در 4:32 ق.ظ.
دوستان عزیز ایمیل من pbsnsh@gmail.com هست اگه خواستین پیام بدین متشکرم .
مارس 1, 2011 در 3:49 ق.ظ.
غم و اندوه اگر هم روزي مانند باران باريد يا دل شيشه ايت از لب پنجره ي عشق زمين خورد و شكست با نگاهت به خدا چتر شادي واكن و بگو با دل خود كه خدا هست! غم و اندوه اگر هست، بگو تا باشد معني خوشبختي بودن اندوه است…
خدايا چه ساده ميتوان زيست و چه سان ما تجمل گرايانه زندگي ميكنيم خدايا چه ساده ميتوان تورا باور داشت و چه سان دورمانده ايم از تو
خدايا چه آسان مارا ميبخشي وچه بيخبرانه روي از تو برگرفته ايم خدايا آيا باور كنم كه از گناهانم نخواهي گذشت؟ آيا قبول كنم كه بر من خشم خواهي گرفت؟ نه هرگز… من هرگز به اين باور نميرسم خودت نااميدان را شيطان خوانده اي بدون اينكه سختي از درجه گناهانشان بگويي پس تو هر كسي را با هر درجه از بدي پذيرايي پس مرا بپذير كه جز تو كسي را ندارم…
آوریل 2, 2011 در 6:59 ق.ظ.
سلام
این مقاله را هم بخونید
بسیار جالب هست
http://2.7tir.info/index/viewtopic.php?t=48417
آوریل 11, 2011 در 1:54 ق.ظ.
سلام دکتر عزیز و خوبم
سال نو مبارک !
دکتر خیلی دوستت دارم و مدیونتم من خیلی آرامش پیدا کرده ام . اومدن به این سایت خیلی مشکل شده خیلی وقت ها فیلتر شکن کار نمیکنه !
میتونم یه خواهشی کنم اگه ممکنه برام یه ایمیل بفرست . همیشه منتظرتم …
pbsnsh@gmail.com
آوریل 13, 2011 در 2:37 ب.ظ.
باسلام و عرض ارادت به همه دوستان
چه کسانی که به همجنس گرایان احترام میگذارند و چه کسانی که ….
من میخوام از درد خودم بگم و از خیلی چیزهایی که وجود داره
همجنس گرایی برای همجنس گرایان مرد خیلی راحت تر هست تا برای همجنس گرایان زن
خیلی از خانمها جرآت این رو ندارند که بگن از مرد ها متنفرن
و به اجبار خانواده ازدواج میکنند
و خیلی زود هم طلاق میگیرند و به اصطلاح راخت میشن
اگه کسانی که این جماعت رو تف و لعنت میکنن یک سری به دادگاهها بزنن یا آمار طلاق رو بررسی کنن میبینند که این موضوع در خیلی از ازدواجها دخیل هست
البته من یک همجنس گرای مرد هستم
ازدواج کردم و خانواده تشکیل دادم
ولی واقعاً خیلی زندگی سختی دارم
چون چیزی که میخوام با چیزی که وجود داره کاملاً متفاوته
ضمناً کسانی که ادعای مسلمونی و دین و این چیزاشون میشه هم بهشون بگم که حاضرم باهاشون مباحثه کنم تا بدونن دارن اشتباده میکنن
از سایت خوبتون ممنون
آوریل 14, 2011 در 12:58 ق.ظ.
متشکرم به پست من اومدین
از دکتر خوبمون هم سپاسگذارم که این پست رو ایجاد کردن
آقای بی نام من هم 13 ساله ازدواج کردم و خوب درکتون می کنم من قبل از این که دکتر پاسخی بدن فکر میکردم مریض هستم یا همجنسبازم و خیلی ناراحت و دنبال مداوا بودم ولی وقتی فهمیدم همجنس گرایی با همجنسبازی فرق میکنه و بیماری نیست خیلی آروم و راحت شدم البته اشتباهی نمی کنم و مثل همیشه در مفابل خواسته های درونی ام مقاومت میکنم ولی زندگی برام خیلی ….
وقتی کسی میاد این پست و همدلی میکنه من خیلی خوشحال میشم و بهتر میتونم زندگی کنم
دوستتون دارم و لطفا باز هم بیاین
منتظرم و …
آوریل 23, 2011 در 2:56 ق.ظ.
هزاران راه به خوشبختی منتهی می شود .
اگر یکی از آنها مسدود شد راه دیگری را انتخاب کنیم …
همه ی شما عزیزان رو دوست دارم .
آوریل 25, 2011 در 10:48 ب.ظ.
معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باشیم …
آوریل 30, 2011 در 1:24 ب.ظ.
من خودم همجنسگرا هستم از زمانی که متولد شدم این حس قشنگ را خداوند بزرگ در وجود من گذاشت تا دوست بدارم همجنسم را و عشق بورزم به کسی که تصور میکند چون سنش بالا رفته کسی او را دوست ندارم و من او را دوست دارم. متاسفانه من ازدواج کردم این هم به توصیه کسانی بود که نمیخواستند من شاد باشم . ولی با تمام وجود از این که همجنس دوست هستم راضی هستم هر چند این مسئله باعث شده خیلی زجر بکشم. در آخر به دوستان همجنسگرام توصیه میکنم که خودشان را همانطور که هستند قبول کنند و هرگز ازدواج نکنند. در آخر حرفای اون کسانی که همجنس گرا رو منحرف میدانند میگم این انحراف احتمالا گریبانگیر خانواده خودتان نیز خواهد شد زیاد خوشحال و مغرور نباشند.
مه 1, 2011 در 1:08 ق.ظ.
حسین جان قربونت برم خیلی دوستت دارم …
من هم 13 ساله ازدواج کرده ام دو تا پسر دارم همسرم یه فرشته است ولی هنوز ارضاء نشده ام برای ما ها ارضای روحی مهمه و اهمیت داره نه ارضای جنسی …
هزاران افسوس که همیشه ما رو با همجنسبازها مترادف میبینند …
آوریل 30, 2011 در 1:32 ب.ظ.
آقایی که از دین گفتی و بقیه رو قزطی هایی نامیدی که فکرشون همش به پایین تنه هست شما رساله هر اخوندی که دوست داری رو نگاه کن ببین فکر کی به پایین تنه هست.ضمنآ شما اگه شواهد علمی برای اثبات وجود نداشتن این مشکل از بدو تولد دارید ارائه بدید.
مه 1, 2011 در 1:10 ق.ظ.
دوست عزیز ممنون که اومدی و نظر دادی …
آوریل 30, 2011 در 1:38 ب.ظ.
راسته كه مي گن تو اخوندا همجنس بازي خيلي رايجه ؟چه زن چه مرد ؟و ميگن مخصوصا تو حوزه علميه قم اين خيلي رايجه و طلبه هايي كه فقيرن اينكار رو مي كنند تا پولي به دست بيارن ؟ و شفاخونه تو ي قم مكاني براي همين كاره؟لطفا اگه اطلاع موثقي دارين برام بنويسين .چون اين حرف تو مردم خيلي شايع است .
مه 1, 2011 در 1:15 ق.ظ.
خواهر گلم
معمولا در هر کجایی که اسکان شبانه روزی باشه مثل حوزه ها یا خوابگاه ها یا زندان ها یا سربازخونه ها و …. لاجرم و بنا بعللی اتفاقاتی میافته که اصلا ربطی به همجنسگرایی نداره و شاید هم طبیعی باشه شرایط و موقعیت هاست که بعضی روابط رو شکل میده …
در هر حال خیلی خوبی که اومدی و نظر دادی !
آوریل 30, 2011 در 1:52 ب.ظ.
خیلی از مذهبی ها و کله گنده های این مملکت هستند که همجنس گرا میباشند. که البته هیچ ایرادی به آنها وارد نیست چون آنها نیز انسانند.
آوریل 30, 2011 در 2:16 ب.ظ.
نه داداش من، اونها ابنه دارند! نمونهش استاد تمساح هست.
آوریل 30, 2011 در 3:00 ب.ظ.
ah ah halesh adam az gay be ham mikhore ah ah
مه 1, 2011 در 1:21 ق.ظ.
دوست من همجنسگرایی و همجنسبازی (gay ) با هم خیلی فرق دارن حق داری!
آدم وقتی خبر بعضی از روابط همجنسبازی اون هم بزور و متجاوزا رو میشنوه واقعا که …
آوریل 30, 2011 در 3:31 ب.ظ.
ba tashakor az shoma va hameye dostani ke az in matlab va hamjens garayan hemayat kardand.
man khodam yek hamjens gara hastam va az in vazeyatam kamelan razi hastam va khodam ro monharef namidonam,be nazare man dar miyan shoma ham afrade monharef ziyad hastandke faghat be fekre paeen taneshan hastand hamintor ke dar beine ma hastand be nazare man ma jozve mazlom tarin aghshare jamee hastim chon hamishe bayad ehsasatemono sarkob konim va hata be khatere afrade motehajeri ke da jamee ma zendegi mikonand hata nemitavanim ehsasate khodemon ro boroz bedim vahamishe bayad az khanevade va dostan va mardom ehsase daronimono penhan konim chon agarbedfahmand ke ma che ehsasi dari ya tard mishim ya ang haye mokhtalefi mbe ma mizanand ma hata ba nazdiktarin kasanemon nemitoni ehsasemono dar miyon bezarim ehsas ke khodavand be ma ata karde va on doste motehajeri ke harche liyaghate khodesh bod goft bayad in ro ha bedone ke khodavand khodesh in heso dar darone man va digaan be vojod avorde va ma ba khodaye khodemon tarafim va agar 1% ma gonahi mikonim paye khodemone na shoma shoma bechasbin be afkare posideh khodeton va maro be hale khodemon bezarin ,be omide rozi ke ma ham hoghghemon dar keshvare azizemon be rasmiyat shenakhte beshe va nasle in afrade motehajer mongharez beshe.
ba tashakor az hame dostan
مه 1, 2011 در 1:26 ق.ظ.
عزیز من خیلی متشکرم که اومدی و با نظر شما موافقم ولی من هنوز در مورد ایجاد یه تشکل همجنسگرایی تردید دارم همیشه بهش فکر میکنم هم خوبه و هم نه !
برای ما ها خیلی چیز ها خیلی زوده …
آوریل 30, 2011 در 5:20 ب.ظ.
قوم لوط اگه مجازات شدند به این خاطر بود که اکثرا همجنس باز بودند و اینکار براشون یه سرگرمی و روش زندگی شده بود و روش طبیعی ارضای غریزه جنسی اونا رو قانع نمی کرد
احتمال اینکه درصد زیادی از یک جامعه همزمان دچار اختلال عدم پذیرش جنسیت خود شده باشند خیلی خیلی کمه و ناممکن پس به حاطر داشتن اختلال هویت جنسی مجازات نشدند بلکه به خاطر انحرافات اخلاقیشان بود.
به نظر من راه حل کسانی که این مشکل رو به صورت حاد دارند تغییر جنسیت به کمک علم پزشکی است
مه 1, 2011 در 1:35 ق.ظ.
فولادی جان سلام
همجنسگرا ها اختلال هویت جنسی ندارن و تغییر جنسیت به اون ها کمک نمیکنه !
ما ها مرد بودن یا زن بودن رو دوست داریم ولی برای ابراز احساسات و عشق و … ترجیح میدیم با جنس موافق خودمون ارتباط داشته باشیم …
این حسیه که یه همجنسگرا خوب درک میکنه !
ما از جنسیتمون ناراضی نیستیم که تغییرش بدیم و هوسباز هم نیستیم که به خاطر ارضای جنسی مون به سراغ هم جنس خودمون بریم …
آوریل 30, 2011 در 5:32 ب.ظ.
اضافه کنم که مورد قوم لوط این از عدالت خداوند به دوره که عده ای رو خودش با اختلال روحی خلق کنه بعد همه رو با هم نابود کنه
از هر کسی بسته به شرایط خودش بازخواست میشه
همچنین این دلیل نمیشه افراد دچار اختلال هویت جنسی سراغ هرزگی در روابط جنسی برند که این کار برای همه چه سالم چه دارای مشکل ممنوع شده.
مه 1, 2011 در 1:40 ق.ظ.
قوم لوط دچار همجنسبازی شده بودند و این مسئله یه نوع تفریح و سرگرمی و … شده بود که وقتی سرگذشت اون ها رو می خونیم علت پیدایش روابط جنسی اونها هم مشخص میشه …
مه 1, 2011 در 2:38 ق.ظ.
سلام خدمت دکتر سردار عزیز
سرور و آقای خودم
دکتر جان : از دوستی که راهنماییم کرد تا در مورد همجنسگرایی ازتون سوال کنم ممنونم و از شما سپسگذارم و خیلی خوشحالم که این پست رو باز کردین وقتی یه دوستی به این پست میاد و نظر میده با ثبت زیبایی روحش به آدم آرامش میده …
در ضمن پیشاپیش روز معلم رو هم به شما تبریک میگم شما هم معلم هستید و خیلی چیز ها به ما ها یاد دادید …
عارفان عشق عاشق می شوند
بهترین مردم معلم می شوند
عشق با دانش مکمل می شود
هر که عاشق شد معلم می شود
از همه ی دوستانی هم که به این پست میان تشکر میکنم و همه ی شما رو دوست دارم …
می خوام یه کمی در مورد همجنسگرایی توضیح بدم بخصوص برای اون عزیزانی که همجنسگرا نیستن :
همجنسگرایی کلا با همجنسبازی و هوسبازی و اختلال هویت جنسی و ترانس سکشوال فرق داره … خیلی هم فرق داره …
یه فرد همجنسگرا از جنس موافق خود (مرد با مرد یا زن با زن ) انتظار برآورده شدن نیاز های جنسی رو نداره شاید ساعتها در کنارش یا در آغوشش باشه و کاملا ارضاء بشه و به آرامش برسه که اگر طرف مقابل هم همجنسگرا باشه این اتفاق خواهد افتاد بدون اینکه نیازی به تخلیه شهوت یا نیاز جنسی باشه ولی متاسفانه در اکثر موارد طرف مقابل فرد همجنسگرا که یه فرد عادی میشه در کشاکش ارتباطات عاطفی ارتباط جنسی هم اتفاق میافته که برای هر دو طرف خوشایند هست ( البته اینطور نیست که ما همجنسگرا ها از روابط جنسی بدمون بیاد ولی سعی میکنیم تا حد زیادی کنترل شده باشه و مرزی بین همجنسبازها داشته باشیم )
یه فرد همجنسگرا بیشتر دنبال تخلیه روحی و روانی هست که در افراد دگر جنسگرا با ارتباطات با یکدیگر روی میدهد مثلا اگه یه پسر با یه دختر دوست میشه چطور عاشق هم میشن و چه روابطی دارن چطور با هم حرف میزنن چطور همدیگر رو میبینن چطور به هم وابسته میشن افراد همجنسگرا هم با ارتباط و آشنایی با فرد همجنس دلبخواه خود این انتظارات رو دارن …
آیا هر دختر و پسری که عاشق هم میشن فقط بخاطر ارضای مسایل جنسی شون هست ؟
آیا فقط میخوان زنا کنن و تخلیه بشن ؟
همجنسگرا ها هم اینطورن میخوان زندگی کنن سالم باشن عاشق باشن و …
ولی همه مردم اشتباه میگیرن و درکشون نمیکنن و متاسفانه حتی افرادی که طرف مقابلشون قرار میگیرن هم …
در بالا داستانی رو نوشته بودم که بهتر مسئله رو طرح میکرد .
خلاصه من در صدد دفاع و تایید نیستم تا قبل از آشنایی با دکتر فکر میکردم بیمار هستم و مشکلم حل شدنی نیست فکر میکردم به خانواده ام خیانت میکنم همیشه در عذاب بودم و با روحیه ای که داشتم با احساسی که داشتم هر لحظه در مقابله و مقاومت بودم و سعی میکردم اشتباهی نکنم تا مکافات عملم دامن بچه هامو نگیره !!!
خیلی سخته خیلی خیلی سخته آدم با احساسات درونی خود که دستش نیست دایم در جنگ باشه !
سالها با زنی ازدواج کنی زندگی کنی دوستش داشته باشی ولی عاشقش نباشی و ارضای روحی نشی چون عاشق جنس موافق هستی و با اون آرامش میگیری و دست خودت نیست !
در صف انتظار، دلبریده از بهار، جامانده از همه، بی امید از تبسم خدا ، رو به خویش، پرسم از خود دم به دم، این سوال بی جواب :
کاین همه در صف گفت و گو با خدا، پشت این همه نگاه ، در ته این گذرگه شلوغ ، در زمان اجابت دعا، میرسد به من لحظه ای، از توجه خدا ،… پیش از آنکه دیر شود؟!!!
پس ای عزیزی که می خوانی این نوشته را …
به اندازه وسعت دلت برای من دعا بکن
ای که می خوانی این نوشته را
به اندازه ژرفای باورت برای من دعا بکن
ای که می خوانی این نوشته را
به اندازه ذره های نور معرفت برای من دعا بکن
ای که می خوانی این نوشته را
به اندازه اندوه بنده ای اسیر که امیدش فقط خداست
برای من برای خود برای هرکه اینچنین بود دعا بکن
دعا بکن دعا بکن دعا بکن …
مه 1, 2011 در 3:20 ق.ظ.
سلام . من یه دختر م.همجنس گرا هم نیستم . اما وقتی در مورد این مسئله مطلب می خونم و خودم جای این دوستان می زارم می بینم خیلی زجر باید بکشن که یه آدمای بی سر و پایی که خرد رو تعطیل کردن و دین رو جاش گذاشتن بیا بگن این آدما فلانن و بهمان . بخدا تو مریض تری که اراجیف رو توی مغزت کذاشتی . حداقل کای که می تونیم بکنیم اینه که این آدم رو درک کنیم . نمی تونم این کار رو بکنیم حداقل نمک به زخمشون نپاشیم . خدا سلامتی عاجل به کسایی بده که خرد رو تعطیل کردن. آمین
مه 2, 2011 در 12:18 ق.ظ.
ممنون از نظر لطفت و این که اومدی و همدلی کردی …
من بنوبه ی خودم از هیچ کسی ناراحت نمیشم چون هر کسی درک و شعورش فرق میکنه و نمیشه بخاطر کمی شعور و ادراک از کسی ناراحت شد .
من با این که همجنسگرام ولی شدید مذهبی و معتقد به خدا هستم و همه ی آفریده های حضرت حق رو دوست دارم و عاشقشون هستم حتی کس هایی که باهام دشمنی کنن و به هم ضربه بزنن چون اون بالا یکی نشسته و ناظر همه چی هست اگه لازم باشه میتونه هر کاری بکنه …
خلاصه دوستتون دارم باز هم بیاین و نظر بدین !!!
امروز روز معلم هست و تبریک به همه ی معلم های عزیز و این شعر سر کار خانم عرفان آهار نظری تقدیم به همه ی عزیزان خودم :
روی تخته سیاه جهان
زنگ خورد
ناظم صبح آمد سر صف
توی برنامه صبحگاهی رو به خورشید گفت:
باز هم دفتر مشق دیروز خط خورد
و کتاب شب پیش را
ماه
با خودش برد.
***
آی خورشید
روی این آسمان
روی تخته سیاه جهان
با گچ نور بنویس:
زیر این گنبد گرد و کور و کبود
آدمی زاد هرگز
دانش آموز خوبی نبود
مه 1, 2011 در 2:24 ب.ظ.
خدا کاری به این کارا نداره و به مذهب هم مربوط نیست غلاف کن جوجه
مه 2, 2011 در 12:33 ق.ظ.
ali جان سلام
منظور دوستمون مخاطبینی هستن که همجنسگرایی رو درک نمیکنن !
سخته خیلی هم سخته …
سخته دور و برت پر باشه از آدم ولي تو باز ناراحت باشي
سخته تو رو بخندي همه رو شاد کني ولي تو دلت يه چيزي باشه که به خنده ی هيچ آدمی نتونی يه کوچولو از ته دل لبخندي بزنی
سخته نتوني حرفت رو به کسي بگي
سخته بغض گلوت رو بگيره نتوني بشکنيش
سخته اين دل يه چيزيش بشه ولي خودتم ندوني چي شده و چیکارش بکنی …
قربونتون بشار
مه 13, 2011 در 7:15 ق.ظ.
be nazare man har ki har kari mikhad bokone bokone be kasi ham marbut nist va hich adami ro to ghabre adame digei nemizaran vali ba tamame vojod azaton khahesh mikonam ke afradi ke hamjensgara hastand che dokhtar che pesar hadeaghal kari ke mikonan ezdevaj nakonan chon be nazare man in vaghean ye khiyanete bozorg be tarafe moghabeleshone ya hade aghal age ham majbur mishan ke ezdevaj konan ba mesle khodeshon ezdevaj konan
مه 15, 2011 در 9:04 ق.ظ.
دوست گلم آی گفتی …
مه 15, 2011 در 9:14 ق.ظ.
سلام دکتر جون
باز مدت زیادی بود نمی تونستم بیام فیلتر شکن هام کار نمی کردن …
وقتی اینجا سر نزنم دلم خیلی میگیره کاش میتونستین وب رو انتقالش بدین …
دوستتون دارم !
مه 15, 2011 در 12:35 ب.ظ.
بشار عزیز تشکر از مهر و توجه شما . متاسفانه در حال حاضر نمیتوانم وب را انتقال دهم و بخاطر فیلتر بودن حتی تمایل به نگاشتن مطلب جدید را هم ندارم . مخلصم .
مه 16, 2011 در 3:58 ق.ظ.
خدایا !
تمامی لحظات دکتر را وفق مراد…
در تمامی کارها کامروا…
همیشه شاد و سلامت…
خوشبختی و سعادتش را سرشار بگردان!!!
دکتر وقتی خودتون جواب میدین دیگه……….
مه 16, 2011 در 3:59 ق.ظ.
بنام الله …
بنام الله که تمامی ذرات عالم بسته به ذات مقدس اوست …
بنام الله که عشق را در وجودم به ودیعه گذاشت …
بنام الله که دستم را بخشندگی آموخت …
به یاد بیاوریم …
چه کارهایی ما را زیباتر می کند . دنیا را جای بهتری می کند و چه کارهایی را می توان فراموش کرد … رها کرد … سخت نگرفت …
چه چیزی مهم تر از دیدن ٫ لمس کردن و حساس شدن است ؟
می بینیم !!! همه ی چیزهایی را که در اطرافمان می گذرد . این یعنی احساس مسئولیت ٫ تعهد ٫ احساس وظیفه …
می شنویم !!! و این یعنی بی تفاوت نبودن ٫ در خواب فرو نرفتن …
لمس می کنیم !!! سردی و گرمی را ٫ داشتن و نداشتن را ٫ لذت و رنج را و این یعنی انسان بودن …
پس از انسان شدن نباید ترسید . هر چه بیشتر متعالی شوی بیشتر می بینی و بیشتر دریافت می کنی …
زندگی در حال حرکت است . هر چه سبکتر باشی آسوده تر در مسیر پیش می روی ! آنوقت شگفتی های زندگی ترا از به پیش رفتن باز نخواهد داشت …
یادمان باشد ! وقتی به دیگران فکر می کنیم آنها را جزیی از خودمان بدانیم . یادمان باشد که آنها آدمک های کوکی نیستند انسان هستند و به یادشان باشیم …
باید به یاد بیاوریم …
چه چیزهایی ارزش دوباره دیدن ٫ شنیدن و لمس کردن را دارد و چه چیزهایی را باید ندید و از کنارش رد شد و حتی یک لحظه هم روی آن مکث نکرد …
وقتی قدم های تو به سمت زندگی بخشیدن محکم و مداوم به پیش می روند تو ردی از خودت به جای می گذاری که هر کس آن رد پا را پیدا کند هدایت می شود و راه خودش را پیدا می کند اما وقتی با تردید و پوچی و بی تفاوتی زندگی کنی هیچ ردی از تو باقی نمی ماند …
بگذار رد پای تو ترا به سمت زندگی بخشیدن و پذیرش مسئولیت هدایت کند …
بگذار هر حرکتی از تو نشانی باشد برای گم کرده راه ها تا مسیر هدایت را پیدا کنند و تو شمع و چراغی باشی در راه کسی یا کسانی و پیوسته از حق مدد بخواه …
و از حق مدد بخواه …
مه 16, 2011 در 4:01 ق.ظ.
دکتر خوبم
خیلی دوستت دارم
از وقتی با شما آشنا شده ام همه چی فرق کرده !
قربونتون…
مه 21, 2011 در 12:18 ق.ظ.
می خواهم …
می خواهم بمیرم
نه اینکه قلبم از کار بیافتد
و تنم سرد شود
و با خاک یکسان شوم
می خواهم بمیرم
نه اینکه هیچ صدایی به گوشم نرسد
و هیچ خورشیدی بر من نتابد
و از دیدن ماه و ستارگان کور باشم
می خواهم به مرگی کاملا غیر عادی بمیرم
مرگی شبیه بخار شدن آب
روییدن دانه
غروب خورشید
ابری شدن آسمان
می خواهم نیست شوم
تا در دنیایی دیگر ظاهر شوم
دنیایی که هنوز آنرا ننامیده اند
دنیایی که مزه ی آن را نچشیده اند
دنیایی شبیه عالم خیال
که در آن همه چیز عادی باشد
جز وحشت از نیستی
جز درماندگی
جز تنهایی
و جز تنهایی …
مه 23, 2011 در 11:50 ب.ظ.
روز مادر بر تمامی مادران و ایام بر همه ی عزیزان مبارک !!!
مه 25, 2011 در 3:13 ق.ظ.
همجنس گرایی , نقص ژنتیکی یا تکامل؟
سرعت تکامل بشر امروزی در مقایسه با گذشته های دور و به ویژه عصر یخبندان در ده هزار سال قبل،صد برابر شده است که این امر تنوع روزافزون بین نژادها را درپی داشته است.
روند تکامل به گونه ای است که همواره در حال بهینه سازی ساختار ژنتیکی برای یافتنبهترین حالت ممکن است به این صورت که از میان تعداد بسیار زیادی تغییر ژنتیکی صورت گرفته فقط بهترین حالت گزینش میشود و بقیه تغییراتژنتیکی به مرور زمان حذف میشوند
اگر همجنس گرایی یک جهش نامطلوب ژنتیکی است و در راستای مسیر صحیح تکامل طبیعینیست چرا هنوز بعد از هزاران سال این مشکل ژنتیکی اصلاح نشده ؟( با توجه به اینکه چون همجنسگرایان فرزندان کمتریدارند باید نسل انها خیلی سریع تر از یک نقص معمولی ژنتیکی حذف میشد)
تحقیقات نشان میدهد همجنس گرایی نتنها یک نقص ژنتیکی نیست بلکه در اثر روند تکامل به وجود امده
اجازه دهید قبل از هرچیز با مثالی نشان دهم روند تکاملی انسان چگونه سعی در تکثیرو تعدیل تعداد انسان ها با توجه به شرایط محیطی دارد:
((شایان ذکر است که بر طبق مطالعهای که نتایج آن در نشریه آکادمی ملی علوم آمریکاچاپ شده است معمولا به ازای تولد هر یکصد دختر در حدود 104 پسر متولد میشوند، اما در دورههای بحرانی مانند زمان قحطی، این نسبتکاهش پیدا میکند
بر طبق گزارش بی بی سی نظریه های علمی می گوید که به لحاظ تکاملی مزیت داشتن دختراین است که در دورانهای سخت دخترها ژن پدر و مادر را بهتر منتقل میکنند.
بدن انسان از تغییرات فیزیولوژیکی و مزاجی بیرون بسیار تاثیر می گیرد و بههمین دلیل تولد پسران در دوره های پس از جنگ و در هنگام صلح، افزایش می یابد.
دانشمندان معتقدند که دختران به دلیل اینکه نیروی تولید مثل جامعه هستند، در مواقعبحرانی تعدادشان افزایش مییابد زیرا در این مواقع ممکن است 5 دختر متولد شده 5 فرد دیگر را بدنیا بیاورند و 25 فرد جدید تولید کنند،درصورتیکه شاید اگر 5 پسر جای آنها متولد میشد امکان افزایش تعداد فرزندان در نسلهای آتی بسیار پایین تر میبود. ))
همکنون میتوان پی برد که تکامل بشر به گونه ای است که قدرت انطباق با شرایط متفاوت محیطی برای حفظ نسل بشر را دارد (ونه نسل یک فرد خاص) و این کار را به وسیله تغییر هوشمندانه نسبت زنان به مردان در یک جامعه انجام میشود
و در تحقیقی دیگر:
((هر برادر بزرگتر احتمال همجنسگرایی فرد را تا ۳۳٪ بالا میبرد. این یافته طبق گفتهٔ بلانکارد «یکی از معتبر ترین یافتههای اپیدمیولوژیکی است که تا به حال در رابطه با گرایشهای جنسی کشف شدهاست.» برطبق این یافته، گفته میشود که هر جنین مذکر در مادر واکنشی ایمنی ایجاد میکند و این واکنش با جنین بعدی تشدید میشود. این جنینهاآنتی ژن H-y را که نفش آنها در تغییرات جنسی مهرهها تقریباً ثابت شدهاست تولید میسازند و این همان آنتی ژنی است که آنتی بادیمادری H-y به آن واکنش داده و نیز یاد آوری (از نظر ایمنی شناختی) مینماید. سپس آنتی بادیهای H-y تولید شده توسط مادر به جنین حملهمیکنند و کارایی آنتی ژنهای نامبرده را در ایجاد حالات مردانه در مغز جنین پایین میآورند. از این موضوع با نام «اثر ترتیب تولدبرادر» یاد میشود. در مطالعاتی که پسرهای رشد یافته با برادر بزرگتر را با آنها که جدا از برادران رشد کرده بودند مقایسه میکرد،کشف شد که تنها متولد شدن از مادری که برای چندمین بار پسری به دنیا میآورد احتمال همجنسگرا بودن را در افراد افزایش میدهد وبزرگ شدن در کنار برادران دخالت چندانی در این مسأله ندارد))
دو تحقیق فوق بسیار شبیه به هم به نظر میرسند
در هر دو صورت شرایط محیطی و تکامل طبیعی تغییراتی در جنسیت و یا تمایلات جنسی افراد ایجاد میکند و مورد دوم نیز مانند مورد اول تاثیر مثبتی در ابقاء نسل بشر دارد
یک مرد میتواند تعداد بیشماری زن را بارور کرده و نسل خود را گسترش دهد پس پسر اول خانواده با کمترین احتمال باید همجنسگرا شود تا نسل خانواده حفظ شود اما هرچه به تعداد پسر های خانواده افزوده شود نیاز برای تولید مثل و ادامه نسل خانواده کاهش میابد
همجنس گرایی چگونه میتواند مفید واقع شد؟
((رفتارهای همجنسگرایانه در قلمرو جانوران و بخصوص حیواناتی که در درجه بندی تکاملی به انسان نزدیکترند نیز دیده میشود(مانند میمونهای بزرگ). جانتمانن، پروفسور دانشگاه جورج تاون صریحاً این نظریه را مطرح کردهاست که همجنسگرایی، لااقل در دلفینها مزیتی است که در اثر تکامل به وجود آمده و حملات و تجاوزهای داخل گونهای را خصوصاً در نرها کاهش میدهد.))
این فرضیه در مورد انسانها نیز میتواند صادق باشد که پسران بیشتر نقش چندانی درابقاء نسل ندارد بلکه میتواند تولید یک انفجار جمعیتی کرده و برعکس باعث به خطر افتادن نسل بشر گردند
این مشکل با همجنسگرا شدن پسران بعدی میتواند حل شود
همچنین مردان همجنس گرا شاید همانند دلفین های همجنس گرا باعث شوند خشونت هایبین مردان کاهش یابد
ولی این تمام ماجرا نیست
تحقیقات بسیار جالبی صورت گرفته که نشان میدهد وجود اقلیت همجنس گرا کیفیت زندگی در جامعه را افزایش میدهد
مقاله زیر گزیده ترجمه ای از یکی از معتبر ترین سایت های علمی جهان یعنی نیو ساینتیست میباشد
http://www.newscientist.com/article/dn13674-evolution-myths-natural-selection-cannot-explain-homosexuality.html
چرا تکامل ژنتیکی زمینه را برای همجنس گرایی فراهم کرده و در طول زمان آن را حذف نکرده است؟
رفتار های همجنسگرایانه در میان صدها گونه از جانداران از گاومیشها گرفته تا پنگونها دیده میشود
هنوز کاملا مشخص نیست ژنتیک تا چه میزان در همجنسگرایی دخالت دارد و چه میزانبه عواملی همچون تغییرات هرمونی در دوران جنینی
اما مکانیزم های زیادی وجود دارند که به ما نشان میدهند متغیر های ژنتیکی وابسته به همجنس گرایی وجود دارند که این ساختار را درجامعه حفظ میکنند
در میان حیوانات رفتار های همجنس خواهانه یک رفتار انحصاری نیست مثلا میتوان به نوعی میمون ژاپنی اشاره کرد که در ان ماده ها تمایل به رابطه جنسی با سایر ماده های گروه دارند ولی همچنان با نر ها نیز جفت گیریمیکنند به عبارت دیگر انها دوجنس گرا هستند
همچنین میتوان نشان داد همجنسگرایی به طور غیر مستقیم در بعضی گونه ها باعث افزایشاحتمال موفقیت تکثیر نسل میشود
مثلا همجنس گرایی در نوعی پرنده میتواند پاسخی باشد به نبود جنس نر در دوران مراقبتاز جوجه ها
در این گونه , پرندگان همجنسگرای ماده پس از جفتگیری با جنس نر جوجه های خود را با شریک همجنس خود بزرگ میکنند
دلیل دیگری که همجنس گرایی همچنان در طبیعت وجود دارد و از بین نمیرود میتواندفواید اجتماعی یا خویشاوندی آن باشد
در نوعی شامپانزه رفتار های همجنسگرایانه به دلیل استحکام پیوستگی اجتماعی قبیله سودمند عمل میکند
در جزیره سوموا دیده شد مردان همجنس گرا زمان بیشتری را با اقوام مونث خود یا فرزنداناقوام نزدیک خود سپری میکنند و این نشاندهنده استحکام رابطه خویشاوندی است این کار باعث میشود مرد همجنسگرا ژنهای خود را به طور غیر مستقیم حفاظت کند یعنی با حفاظت از افرادی که ناقل غیر مستقیم ژن های او هستند
همجنس گرایی باعث متعادل شدن سرعت تولید مثل و بالارفتن کیفیت اموزش کودکان میشود
این مقاله حق کپی رایت ندارد
در نشر آن کوشا باشید
مه 28, 2011 در 2:13 ق.ظ.
سلام دوست عزیز
من با همجنس گرایی خود دایم در مبارزه و جنگیدن هستم . میدونم بیماری نیست و با همجنس بازی هم فرق میکنه ولی چندین ساله باهاش درگیرم .
بغیر از این مشکلی که دارم در تمامی مسایل زندگی خوشبختم و راضی و شکرگذار حضرت حق … ولی این موضوع رو نتونستم حل کنم از درون خوشم میاد اینطوری باشم ولی خیلی سخته …
متشکرم از شما و لطفا بیشتر سر بزنید و نظر بدین !!!
مه 28, 2011 در 2:15 ق.ظ.
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره…
وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي…
وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه…
وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته…
وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه…
وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي پر از عشقش لاي انگشتات گم ميشد…
وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند…
مه 28, 2011 در 2:19 ق.ظ.
دوستان هر كدام در عشق معشوقي ميسوزند .
غروب و طلوع غم انگيز را مشاهده ميكنند و با تجديد خاطرات اشك ميريزند .
وصال ها به جدايي و جدايي ها به وصال مي گرايد .
عشاقي غرق در صحنه هاي شورانگيز وصال زندگي ميكنند و هر لحظه براي توصيف معشوقه ي خويش به قلم و طبيعت پناهنده ميشوند تا بتوانند ثتاي وصال گويند.
عشاقي ديگر چند گوشه اي خلوت و دنج را برگزيده دست زير زنخدان نهاده و به يار رفته به قهر و عمر كوتاه وصال مي انديشند . غم و اندوه حسرت و ناكامی وجودشان را احاطه كرده است .آنها هم در صدد هستند تا عظمت وصال و دردناكترين ساعات عمر خويش را كه در هجر مي گذرانند تبديل به وصال و عشق پاك نمايند .
خدايا !
خدايا ! به همه ي ما نظر كن ! همه نياز به عشق و … داريم خودت وجودمان را سرشار از عشق و وفا كن !
خدايا ! عشق ابدي نصيبمان كن !
خدايا ! عشق شيرين خودت را هم از ما دريغ نكن و به همه ي مان از عشق لم يزلي بچشان!!!
ژوئن 12, 2011 در 3:24 ق.ظ.
یک توپ بسکتبال تو دست من چقدر ارزش داره و یک توپ بسکتبال تو دست های یک بسکتبالیست حرفه ای چقدر می ارزه …
بستگی داره توپ تو دست کی باشه !!!
یک توپ بیس بال تو دست من شاید بی ارزش باشه و یک توپ بیس بال تو دست یک بازیکن بیس بال چندین دلار بیارزه …
بستگی داره توپ تو دست کی باشه !!!
یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است و یک راکت تنیس تو دست های آندره آقاسی میلیون ها دلار می ارزه …
بستگی داره راکت تو دست کی باشه !!!
یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه و یک عصا تو دست حضرت موسی (ع) دریای بزرگی رو می شکافه …
بستگی داره عصا تو دست کی باشه !!!
یک تیر کمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است و یک تیر کمون تو دست های حضرت داود (ع) یک اسلحه ی قدرتمند بود …
بستگی داره تیر کمون تو دست کی باشه !!!
دو تا ماهی و چند تیکه نون تو دست من دو تا ساندویچ میتونه بشه و دو تا ماهی و چند تیکه نون تو دست های حضرت عیسی (ع) هزاران نفر رو سیر میکرد …
بستگی داره تو دست کی باشه !!!
همون طور که می بینیم … بستگی داره … تو دست کی باشه !!!
پس بیایید دلواپسی ها ٬ نگرانی ها ٬ ترس ها ٬ امید ها و رویا ها ٬ خانواده و نزدیکان مان را به دستان خداوند بسپاریم چون بستگی داره تو دست کی باشه …
ژوئن 21, 2011 در 6:39 ق.ظ.
سلام به همگی
خیلی مطالب جالبی بودند ممنون
من یه دخترم و همیشه به همجنسام احساس علاقه پیدا میکنم
البته نه علاقه جنسی بلکه روحی
چطوری میتونم مطمئن شم که یه هموسکشوال(همجنس گرا)هستم یا نه؟…..
ژوئیه 8, 2011 در 5:43 ق.ظ.
سلام به همگی!!! من تازه این سایت رو پیدا کردم.سایته خوبیه!! من میخوام از خودم بگم با هیشکی کار ندارم.من همجنسباز نیستم . ولی به همه ی همجنسبازا حق میدم .من میخوام به دنیا فریاد بزنم که به جنس مخالف اصلا احساس ندارم .یعنی عاشق جنس موافقم.از بچه گیم هم همیشه دوست داشتم با پسرای خوشگل رفیق بشم.مخالفان جنس من تو این وب سایت همتون ببخشید اما من ازجنس مخالف متنفرم.خاک پای یه جنس موافقو به 1000000000 ها جنس مخالف نمیدم. بابا چرا هیچکس نیست به داد ما برسه ………………………………………………….
ژوئیه 9, 2011 در 12:26 ق.ظ.
از بوی نارنجی پیراهنت
تاب میخورم
بیتاب میشوم
و دنبال دستهایت میگردم
در جیبهایم
میترسم گمت کرده باشم در خیابان
به پشت سر بر میگردم
و از تنهایی خودم وحشت میکنم
بی تو زندگی کنم
یا بمیرم؟
نمیدانم تا کی دوستم داری
هرجا که باشد
باشد
هرجا تمام شد
اسمش را میگذارم
آخر خط من
باشد؟
بی تو زندگی کنم
یا بميرم؟
همین که باشی
همین که نگاهت کنم
مست میشوم
خودم را میآویزم به شانهء تو
با تو بمیرم
یا بخندم؟
ژوئیه 15, 2011 در 11:12 ب.ظ.
سلام دکتر
خیلی دلم گرفته …
می خوابم که تو را در خواب ببینم …
بیشتر می خوابم که بیشترت در خواب ببینم …
اگر بدانم مردگان هم خواب می بینند !
می میرم تا تو را همیشه در خواب ببینم …
اوت 28, 2011 در 11:08 ق.ظ.
salam…
1.yeki az avameli k jelo pishrafte maro mgire bastane cheshamoone!!homosexuality tabi ie va toye bazi afrad bevojood miad
2.man khodam az boodan ba dokhtaraa badam nmiad…yeki ye manba mige k bdoonam bisexualam ya na?
سپتامبر 10, 2011 در 1:36 ق.ظ.
سلام دکتر
امروز باز هم دلم گرفته …
من مونده ام با این احساس که کمتر همدلی پیدا میشه که درد آدم رو حس کنه !
آدم رو درک کنه !
و …
سپتامبر 25, 2011 در 4:17 ب.ظ.
سلام
مطالبتونو خوندم جالب بود من تا سال گذشته وقتی کمه همجنس باز رو میشنیدم به نظرم یه عده آدم منفور و مریض بودنند که حق زندگی کردن رو نباید داشته باشن
تا اینکه با یکی دوست شدم یه همجنس خودم بهش علاقه مند شدم عاشق شدم خیلی زیاد بدون اینکه بدونم چرا گاهی میترسیدم از احساسم تا یه روز اون بهم گفت من نسبت به تو احساس دارم کلی خندیدم مسخره اش کردم به شوخی گذشت بعدا چند بار دیگه گفت خوب میدونست من مخالفم با رابطه با هم جنس خواستم کنارش بزارم نتونستم خیلی فکر کردم اونقدر دوستش دشتم که نمیتونستم ببینم با کسی به غیر من باشه قبول کردم باهاش رابطه داشته باشم علارقم میل باطنی خودم اون حسی رو به من داد که تا امروز تجربه نکرده بودم برای من همین کافی بود شاید الان منم یه همجنس باز شده باشم اما به غیر اون به هیچ مجنس دیگه ای کششی ندارم به غیر اون هیچ کسی توجه منو جلب نمیکنه به غیر اون با بودن با دیگری برام چندش آوره حالا منم همجنس بازم ناراحت نیستم چون هرچی هست عشقه هوس نبوده به خاطر نیاز جنسی هم نبوده فقط عاشقش شدم من خوشبختی رو کنار اون میبینم با اینکه به خاطرش خیلی چیزهارو از دست دادم
سپتامبر 26, 2011 در 3:55 ق.ظ.
سلام بشار جان این کامنت رو میذارم تا بدونی فقط تو نیستی که تو این دنیا یه همچین غمی رو داری خیلیهای دیگه هستن مثل خودت از جمله خود من که یک همچین غمی رو همیشه تو دلشون دارن و تا حالا تو این دنیا به هیچکس نگفتن میدونم خیلی سخته تنها امید ادم به خداست من خودمم از نوجوانی تقریبا این حس رو داشتم که نسبت به جنس مخالفم از لحاظ جنسی هیچ احساسی نداشتم ولی از لحاظ عاطفی چرا حتی دوستشون هم داشتم نه اینکه عاشقون بشم به مرور زمان هر چی بزرگتر شدم و به دبیرستان رسیدم علاقم به جنس موافق خیلی بیشتر شد و بر خلاف حرف تو این علاقه به طرز بیمار گونه ای شامل علاقه جنسی شد البته تا حالا با هیچ پسری رابطه جنسی نداشتم و نخواهم داشت چون وجدان و اعتقاداتم هیچ وقت چنین اجازهای رو بهم نمیده ولی واقعا وقتی یک پسری رو میبینم که خیلی خوشتیپه یا هیکل خوبی داره نمیتونم خودمو کنترل کنم خودم الان که داره این حرفا رو مینویسم از خودم بدم میاد ولی چیکار کنم ظاهرا تقدیر این بوده که ما اینطوری افریده شیم به امید روزی که من و تو هر کسه دیگهای که تو این دنیا این غمو داره خوب بشه
سپتامبر 26, 2011 در 3:46 ب.ظ.
سلام بشار جان . یهو فکر نکنی خیلی بی معرفتم که به پیامها جواب نمیدهم . موضوعی پیش بینی نشده ای برایم پیش آمده که منو از دنیای مجازی دور کرده . بشار جان من تو رو کاملا درک میکنم حتی اگر عقاید کهنگان بر خلاف من باشند . کامیاب باشی دوست خوبم .
سپتامبر 27, 2011 در 2:17 ق.ظ.
پاسخ به اصخر مفعول بی دین شیطان پرست تو لیاقت نداری بدانی قران چیه وچی میگه مقام تو از مقام سگ هم پست تره پس بی خودی پارس نکن
اکتبر 4, 2011 در 3:12 ق.ظ.
سلام به همه و دکتر عزیزم
من وقتی اینجا سر میزنم آروم میشم و آرامش پیدا میکنم …
من خیلی مذهبی هستم ولی دست خودم نیست این موردم رو نمیتونم کنترل کنم البته کاری هم نمیکنم فقط دایم درگیرم و با خودم و علایقم و نیازهام مبارزه میکنم …
عاشق تیپ های خاصی هستم و وقتی با اونها روبرو میشم دیگه بدترم و تا مدتها حال و هوام عوض میشه و بیشتر باید با خودم بجنگم و مقاومت کنم …
خدا رو شکر میکنم شاید اینطور بودن من هم حکمتی داره که هنوز نمیدونم …
باز هم خدا رو شکر …
اینجا اومدن هم سخته بعضا فیلتر شکن کار نمیکنه …
کاش دوستان ایمیل هاشون رو هم میذاشتن …
همه تون رو دوست دارم و متشکرم که میاین و نظر میدین …
حتی اونهایی که از ما بدشون میاد ولی عزیزان باور کنین دست خودمون نیست ما که همجنس باز نیستیم !!!
bashshar@ymail.com
اکتبر 11, 2011 در 2:47 ب.ظ.
سلام
از این مطلبتون واقعا ممنون ، من تمامی نظرات خوانندگان رو خوندم و واقعا خیلی خوشحال شدم که سطح فکری اکثر مردم در این مورد بالاست.
راستش من خودم یک همجنس گرا هستم…
یادم می یاد از دوران راهنمایی یک حس خاص نسبت به جنس موافق داشتم ، همینطور نسبت به جنس مخالف تقریبا می شه گفت حسی نداشتم! الان که 18 سال دارم باز هم همین حس رو دارم! نمی دونم باید چیکار کنم! یک سری مسائل هست که واقعا داره منو از نظر فکری داغون می کنه… برای نمونه مسئله ی ساده ای مانند ازدواج! البته درسته که خیلیی زوده اما خب وقتی بهش فکر می کنم نمی تونم تصور کنم که قراره بعدا چه اتفاقی بیوفته! هرچقدر با خودم کلنجار می رم می بینم که نمی تونم با یک دختر زنگی کنم! نه اینک از دختر ها بدم بیاد اما…
دغدغه پسر ها اینه که با چه دختری ازدواج کنند اما برای من… خیلی با اون ها فرق می کنه!
این تنها یکی از مسائلی هست که ذهن من رو درگیر کرده! خیلی مسائل دیگه ای هست که گفتنش تمومی نداره…
شاید اینجا اولین جایی باشه که من دارم با کسی درد و دل می کنم ، شاید شما اولین کسایی باشید که دارید درد و دل های من رو می شنوید! تا الان هیچکس نمی دونست که می این مدلی ام!
بیان کردن این مسئله با کسی اون هم در جامعه ی ما خیلی مشکله… نمی تونم به دوستم این رو بگم چون نمی دونم بعدا نظرش در مورد من چه خواهد شد! نمی تونم به خانواده ام چیزی بگم چون خجالت می کشم…
از اینکه تونستم بالاخره حرف دلم رو بزنم خیلی خوشحالم و احساس سبکی رو راحتی می کنم.
از اینکه طولانی شد ببخشید.
اکتبر 12, 2011 در 3:55 ق.ظ.
سلام شاهین جان
من هم خوشحال شدم از اینکه نظر شما رو اینجا دیدم .
من هم هر وقت دلم میگیره و از اینطوری بودن و … پناه میارم اینج و آروم میشم …
خدا به دکتر سلامتی همیشگی بده که اینجا رو مامن و سنگ صبور دل ها کرده …
دوست خوبم بهتره تا با خودت کنار نیومدی فکر ازدواج رو نکنی من 13 ساله ازدواج کرده ام و بچه هم دارم ولی این حس هنوز اذیتم میکنه و نتونسته ام باهاش کنار بیام و خیلی وقت ها دلم میگیره …
عاشق همسرم هستم ولی عاشق خوبی ها و خانمی هاش نه عاشق خودش …
اون عشق واقعیم رو نتونستم بهش بدم و ازش بگیرم ( اون نمیدونه چه جوری هستم ولی خودم ناراحتم و رنج میکشم چون چیزی که میخوام و درونم میخواد یه چیز دیگه و یه حس دیگه هست ) فقط سعی میکنم خوشبختش کنم ولی خودم چی ؟؟؟
دوستت دارم باز هم بیا …
اکتبر 12, 2011 در 4:06 ق.ظ.
دکتر خوبم سلام
خیلی دوستت دارم …
دلم امروز خیلی گرفته …
و …
ازتون متشکرم
اکتبر 12, 2011 در 4:08 ق.ظ.
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که
حتما روزهای ما بدون غم بگذره
خنده باشه بدون هیچ غصه ای
یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم
در مقابل مشکلات، تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه
و چراغ راهمون میشه …
اکتبر 12, 2011 در 4:13 ق.ظ.
آدم هـا می آینـد
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد …
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ی تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه
آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودن ِ
تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری
در حالـی کـه زنــده ای …
اکتبر 13, 2011 در 3:30 ق.ظ.
Salam be Bashar aziz va tamam doostane gay
shado piruz bashi.
Enghdr khdeto azab nade, az hessi ke dari lezat bebar che jensi che roohi, un khodaii ke behesh iamn dari va bekhateresh namaze shab mikhuni, in heso darunet gozashte, banabarin azinke ba in hes mobareze koni ya azash khejalat bekeshio khodeto azab bedi, faghat khodaye khodeto ro narahat mikoni, chera ke un mikhad bebine ke to shork gozare harchi ke behet dade hasti. pas sakht nagir va aza tamame lahazatet ba mashoghet lezat bebar FAGHAT chizi ke inja hast to hamsar dari va in karet kamelan khiyanat be hamsarete. bayad ba zanet rurast bashi va hame chizo behesh begi. Khiyanat in nist ke bar hasbe etefagh ba yeki sex dashte bashi, khiyanat ine ke ruhet motaelegh be yeki dige bashe va ino az sharike zendegit penhan koni. Man kharej az Iran zendegi mikonam, hamjensgara nistam vali 2 ta duste besyar samimi daram ke gay hastan va vaghean az dusti bahashun lezat mibaram chera ke gay or straight are the same
Dr. Fahime
نوامبر 1, 2011 در 12:37 ق.ظ.
سلام عزیز
خیلی متشکرم
ولی دردم دو چندان شد چطور میتونم به همسرم توضیح بدم ؟؟؟
درونم همیشه این حس رو دارم که بهش خیانت میکنم ولی …
امروز باز هم قاطی کرده بودم اومدم آروم شوم آخه اینجا برام خیلی آرامش بخش هست ولی دلم بیشتر گرفت !
دکتر جان
کمکم کن !
خدایا این چه حکمتیه ؟
خدایا …
نوامبر 1, 2011 در 1:03 ب.ظ.
Salam Bashsar jan
ok, darket mikonam, bebakhshsid ke narahatet kardam. chand ta tosiye barat daram, aval inke, az inke ezdevaj kardi khodeto sarzanesh nakon va aslan be gozashte fekr nakon. az alan be ayande fekr kon ke az in bebaado dorost zendegi koni. behet tosiye nemikonam ke az hamsaret joda shodi, chon ham dusehs dari va ham bache dari. ba tavajoh be sharayete roohit, alani kardane inke gay hastio ham tosiye nemikonam. behtarin rah inke ke ta mituni be hamsaret va bachat mohebat kon be khosus be hamsaret, hichi che az lahaze jensi va che az lahaze roohi barash kam nazar. saay kon az raveshhaye mokhtalefe sex ba hamsaret estefade koni va un chizo ke tuye sex dust dari azash bekhah. vaghti ke hame jure khodeto vaghfe hamsaret koni, az inke 1duste pesar dari kamtar azabe vojdan migiri. che eshkali dare ke 1 duste khub dashte bashi ke be zedegit aramesh bede vali nabayd hameye zendegit un bashe va NABAYAD bahash sex dashte bashi. LEZAT BEBAR az zendegit